کلمه جو
صفحه اصلی

ده کبود

لغت نامه دهخدا

ده کبود. [ دِه ْ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دروفرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . واقع در 32هزارگزی خاور کرمانشاه . سکنه ٔ آن 250 تن . آب آن از قنات تأمین می شود. از سلیمانیه اتومبیل می توان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).


ده کبود. [ دِه ْ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد. واقع در12هزارگزی شمال نورآباد. دارای 240 تن سکنه می باشد.آب آن از چشمه ٔ مرادجان تأمین می شود. ساکنین از طایفه ٔ چواری هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).


ده کبود. [ دِه ْ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد. واقع در12هزارگزی شمال نورآباد. دارای 240 تن سکنه می باشد.آب آن از چشمه مرادجان تأمین می شود. ساکنین از طایفه چواری هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

ده کبود. [ دِه ْ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دروفرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. واقع در 32هزارگزی خاور کرمانشاه. سکنه آن 250 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. از سلیمانیه اتومبیل می توان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

دانشنامه عمومی

ده کبود، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان دورود فرامان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۳۳ نفر (۹۶خانوار) بوده است.


کلمات دیگر: