کلمه جو
صفحه اصلی

سیراء

لغت نامه دهخدا

سیراء. [ س َ ] ( ع اِ ) نوعی از چادرها است که خطوط زرد دارد یا از ابریشم و زربافته باشند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). جامه ای که ابریشم در آن بکار برده باشند. ( مهذب الاسماء ). || گیاهی است که به گیاه خله ماند. || پوست که بخسته چفسیده باشد. || پرده دل. || شاخ خرمابن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

سیراء. ( اِخ ) دهی است جزء دهستان ارنگه بخش کرج شهرستان تهران. دارای 127 تن سکنه. آب آن از رود کرج و چشمه سار. محصول آنجا غلات ، باغات میوه ، لبنیات و عسل است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).

سیراء. (اِخ ) دهی است جزء دهستان ارنگه بخش کرج شهرستان تهران . دارای 127 تن سکنه . آب آن از رود کرج و چشمه سار. محصول آنجا غلات ، باغات میوه ، لبنیات و عسل است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1).


سیراء. [ س َ ] (ع اِ) نوعی از چادرها است که خطوط زرد دارد یا از ابریشم و زربافته باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). جامه ای که ابریشم در آن بکار برده باشند. (مهذب الاسماء). || گیاهی است که به گیاه خله ماند. || پوست که بخسته چفسیده باشد. || پرده ٔ دل . || شاخ خرمابن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).



کلمات دیگر: