کلمه جو
صفحه اصلی

سیردر

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان چاپلن بخش الیگودرز شهرستان بروجرد .

لغت نامه دهخدا

سیردر. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چاپلن بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. دارای 416 تن سکنه. آب آن از چاه و قنات. محصول آنجا غلات و لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

دانشنامه عمومی

روستای سیردر از توابع شهرستان خنداب استان مرکزی می باشد.که شغل مردمانش کشاورزی و دامداری می باشد. که کشاورزی آنها به صورت دئم می باشد شامل جو، گندم،نخود،عدس، انگورو،گردو ،بادام میباشد.این روستا دارای یک قنات با ۱۰ حلقه چاه و طولی حدودا دو کیلومتر میباشد، و دارای بیش از پانزده چشمه اب شرب خنک و شیرین میباشد..زبان آنها لری و لکی است، و از قوم لر و فامیلی آنها #زهره وند می باشد، نیای انها رستم بیگ زهره وند که در زمان خود خان و نامدار آن حومه بوده است، که بسیار مرد مهربان و نیک نامی بوده و زبان زد خاص عام می باشد .بیشتر مردمانش مهاجرت کرده اند. به اراک، کرج ،تهران.مردمان این روستا انسان های خون گرم و مهمان نوازی هستند.قدمت این روستا برمیگردد به تاریخ باستان، این روستا از بافت کشاورزی و زمین های اطراف متوجه خواهی شد این قدمتی چندهزار ساله دارد.که بارها این روستا در تاریخها و قسمت های مختلف به دلایل گذر زمان و حوادث روزگار ویران شده و دوباره آباد شده است، که اثرات آن موجود می باشد. این روستا دارای صنعت کوزه گری و سفال گری بوده است که اثرات آن بر جای مانده. این روستا بین سه کوه معروف به زبان محلی هرتوسیاه،هرتو پونه، و کوه سرتخت قرار دارد.و از یک طرف به شهرستان خنداب که صاف و هموار است راه دارد.
این روستا در شهرستان خنداب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۸ نفر (۳۳خانوار) بوده است.


کلمات دیگر: