کلمه جو
صفحه اصلی

کواشی

لغت نامه دهخدا

کواشی. [ ک َ ] ( اِخ ) نام قلعه ای است در جبال مشرق موصل و آن را در قدیم اَردُمشُت می گفتند. ( از معجم البلدان ). در قاموس الاعلام ترکی کواش ضبط شده است.

کواشی. [ ک َ ] ( اِخ ) رجوع به احمدبن یوسف بن حسن بن رافع الکواشی الموصلی شود.

کواشی . [ ک َ ] (اِخ ) رجوع به احمدبن یوسف بن حسن بن رافع الکواشی الموصلی شود.


کواشی . [ ک َ ] (اِخ ) نام قلعه ای است در جبال مشرق موصل و آن را در قدیم اَردُمشُت می گفتند. (از معجم البلدان ). در قاموس الاعلام ترکی کواش ضبط شده است .



کلمات دیگر: