کلمه جو
صفحه اصلی

خوبگو

لغت نامه دهخدا

خوبگو. ( نف مرکب ) خوش سخن. خوش گفتار. سخن نکو گو. خوبگوی. رجوع به خوبگوی شود.


کلمات دیگر: