کلمه جو
صفحه اصلی

خضراوی

لغت نامه دهخدا

خضراوی. [خ َ ] ( اِ ) نام نوعی خرماست. ( یادداشت بخط مؤلف ).

خضراوی. [ خ َ ] ( اِخ ) احمدبن محمدبن احمد خضراوی از مردم قرن چهاردهم هجری است و او راست : 1- العقد الثمین فی فضل البلد الامین. 2- نفحات الرضا و القبول. ( از معجم المطبوعات ).

خضراوی . [ خ َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن احمد خضراوی از مردم قرن چهاردهم هجری است و او راست : 1- العقد الثمین فی فضل البلد الامین . 2- نفحات الرضا و القبول . (از معجم المطبوعات ).


خضراوی . [خ َ ] (اِ) نام نوعی خرماست . (یادداشت بخط مؤلف ).


پیشنهاد کاربران

معنی کلمه خضراوی



کلمات دیگر: