شاعر عهد بابر شاه .
الهی قندهاری
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
الهی قندهاری. [ اِ لا ی ِ ق َ ] ( اِخ ) شاعر عهد بابرشاه. این بیت از اوست :
ماه عید ابرو نمودو خاطرم را شاد کرد
شکر کز غم سی روزه ام آزاد کرد.
ماه عید ابرو نمودو خاطرم را شاد کرد
شکر کز غم سی روزه ام آزاد کرد.
( از تذکره روز روشن ص 66 ).
و رجوع به الذریعة ذیل دیوان الهی قندهاری و فرهنگ سخنوران شود.الهی قندهاری . [ اِ لا ی ِ ق َ ] (اِخ ) شاعر عهد بابرشاه . این بیت از اوست :
ماه عید ابرو نمودو خاطرم را شاد کرد
شکر ﷲ کز غم سی روزه ام آزاد کرد.
و رجوع به الذریعة ذیل دیوان الهی قندهاری و فرهنگ سخنوران شود.
ماه عید ابرو نمودو خاطرم را شاد کرد
شکر ﷲ کز غم سی روزه ام آزاد کرد.
(از تذکره ٔ روز روشن ص 66).
و رجوع به الذریعة ذیل دیوان الهی قندهاری و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات دیگر: