کلمه جو
صفحه اصلی

مکلس

فارسی به انگلیسی

calcined

فرهنگ فارسی

آهک شده، آهکی، آهک دار
۱ - ( اسم ) آهکی شده . ۲ - ( صفت ) آهک دار آهکی .
آنکه تکلیس کند .

فرهنگ معین

(مُ کَ لَّ ) [ ع . ] ۱ - (اِمف . ) آهکی شده . ۲ - (ص . ) آهک دار، آهکی .

لغت نامه دهخدا

مکلس. [ م ُ ک َل ْ ل َ ] ( ع ص ) مأخوذ ازتازی ، هر چیزی که به واسطه حرارت شدید مانند آهک شده باشد. ( ناظم الاطباء ). تکلیس شده. آهکی شده. آهکی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تکلیس شود.

مکلس. [ م ُ ک َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) آنکه تکلیس کند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تکلیس شود.

مکلس . [ م ُ ک َل ْ ل َ ] (ع ص ) مأخوذ ازتازی ، هر چیزی که به واسطه ٔ حرارت شدید مانند آهک شده باشد. (ناظم الاطباء). تکلیس شده . آهکی شده . آهکی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به تکلیس شود.


مکلس . [ م ُ ک َل ْ ل ِ ] (ع ص ) آنکه تکلیس کند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به تکلیس شود.


فرهنگ عمید

هر چیزی که به واسطۀ حرارت مانند آهک شده.


کلمات دیگر: