کلمه جو
صفحه اصلی

استروگا

لغت نامه دهخدا

استروگا. [ اِ ] ( اِخ ) استروغه. قصبه ٔمرکز ناحیه استروگا در قضای اوخری در ولایت و سنجاق مناستر از آرناؤدستان در انتهای شمالی بحیره اوخری ، در ساحل یمین یعنی جهت شرقی نهر درین که بمثابه دنباله بحیره مزبور است ، این قصبه در کنار جاده ای که مناستر را با اوخری و ایلبصان مربوط میکند واقع است و از این رو بازار معامله و دادوستد آن گرم است.

استروگا. [ اِ ] ( اِخ ) ناحیه ایست که قصبه استروگا را به اضافه 22 قریه شامل است و قسمت شمال غربی بحیره اوخری را تشکیل میدهد. محصولاتش گندم ، جو، و حبوبات دیگر و کتان و جنگل های کاج و صنوبر و چراگاههای فراوان دارد.

استروگا. [ اِ ] (اِخ ) استروغه . قصبه ٔمرکز ناحیه ٔ استروگا در قضای اوخری در ولایت و سنجاق مناستر از آرناؤدستان در انتهای شمالی بحیره ٔ اوخری ، در ساحل یمین یعنی جهت شرقی نهر درین که بمثابه ٔ دنباله ٔ بحیره ٔ مزبور است ، این قصبه در کنار جاده ای که مناستر را با اوخری و ایلبصان مربوط میکند واقع است و از این رو بازار معامله و دادوستد آن گرم است .


استروگا. [ اِ ] (اِخ ) ناحیه ایست که قصبه ٔ استروگا را به اضافه ٔ 22 قریه شامل است و قسمت شمال غربی بحیره ٔ اوخری را تشکیل میدهد. محصولاتش گندم ، جو، و حبوبات دیگر و کتان و جنگل های کاج و صنوبر و چراگاههای فراوان دارد.


دانشنامه عمومی

استروگا(آلبانیایی: Strugë) نام شهری است در جمهوری مقدونیه.این شهر کوچک در ناحیه شمالی دریاچه اوهرید قرار دارد که توسط رودخانه کرینی دریم به دو بخش تقسیم می شود.
در آخرین روز ماه اوت در کنار این رودخانه جشن شاعران با حضور تمام شاعران مقدونیه برگزار می شود.
این شهر همچنین زادگاه شاعر نامدار بالکان کوستادین میلادینوف است.


کلمات دیگر: