کلمه جو
صفحه اصلی

استرونتن

لغت نامه دهخدا

استرونتن. [ اَ ت َت َ ] ( هزوارش ، مص ) بلغت زند و پازند بمعنی بستن باشد که در مقابل گشودن است. ( برهان ) ( مؤید الفضلاء ).


کلمات دیگر: