سهوم . [ س ُ ] (ع مص ) متغیر روی گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گونه روی بگشتن . (تاج المصادر بیهقی ). || لاغر شدن . || ترشرویی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سهوم
لغت نامه دهخدا
سهوم. [ س َ ] ( ع اِ ) عقاب. ( منتهی الارب ).
سهوم. [ س ُ ] ( ع مص ) متغیر روی گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گونه روی بگشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || لاغر شدن. || ترشرویی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
سهوم. [ س ُ ] ( ع مص ) متغیر روی گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گونه روی بگشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || لاغر شدن. || ترشرویی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
سهوم . [ س َ ] (ع اِ) عقاب . (منتهی الارب ).
کلمات دیگر: