ثالث سه تائی سه تا سه تا
سه بسه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سه بسه. [ س ِ ب ِ س ِ ] ( ق مرکب ) ثالث. ( آنندراج ). سه تائی. سه تا سه تا. ( ناظم الاطباء ) :
من و دلدار و مطربی سه بسه
چارمین چاوشی که بر در بود.
من و دلدار و مطربی سه بسه
چارمین چاوشی که بر در بود.
اوحدی ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: