کلمه جو
صفحه اصلی

شیخ لقمان

لغت نامه دهخدا

شیخ لقمان. [ ش َ ل ُ ] ( اِخ ) رجوع به لقمان ( شیخ... ) شود.

شیخ لقمان. [ش َ ل ُ ] ( اِخ ) رجوع به لقمان پرنده ( شیخ... ) شود.

شیخ لقمان. [ ش َ ل ُ ] ( اِخ ) از مشایخ صوفیه و قبرش در سرخس است. ( از فهرست ابن الندیم ). رجوع به لقمان ( شیخ... ) سرخسی شود.

شیخ لقمان . [ ش َ ل ُ ] (اِخ ) از مشایخ صوفیه و قبرش در سرخس است . (از فهرست ابن الندیم ). رجوع به لقمان (شیخ ...) سرخسی شود.


شیخ لقمان . [ ش َ ل ُ ] (اِخ ) رجوع به لقمان (شیخ ...) شود.


شیخ لقمان . [ش َ ل ُ ] (اِخ ) رجوع به لقمان پرنده (شیخ ...) شود.



کلمات دیگر: