آنکه دست و پای وی از جای نتواند جنبد
سنگین پای
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سنگین پای. [ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه دست و پای وی از جای نتواند جنبد. ( از آنندراج ) :
خارخار شوق اگر صائب سبکدستی کند
خاک سنگین پای را با باد هم تک میکند.
خارخار شوق اگر صائب سبکدستی کند
خاک سنگین پای را با باد هم تک میکند.
صائب ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: