کلمه جو
صفحه اصلی

شیخ هابیل

لغت نامه دهخدا

شیخ هابیل. [ ش َ ] ( اِخ ) تیره ای از نوئی ( قسمت چهارم چهار بنیچه جاکی از ایلات کوه گیلویه فارس ). ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 89 ).

شیخ هابیل. [ ش َ ] ( اِخ ) دهی است در سه فرسخ بیشتر میانه شمال و شرق کهکیلویه پِلی بفارس. ( از فارسنامه ناصری ).

شیخ هابیل . [ ش َ ] (اِخ ) تیره ای از نوئی (قسمت چهارم چهار بنیچه ٔ جاکی از ایلات کوه گیلویه ٔ فارس ). (جغرافیای سیاسی کیهان ص 89).


شیخ هابیل . [ ش َ ] (اِخ ) دهی است در سه فرسخ بیشتر میانه ٔ شمال و شرق کهکیلویه پِلی بفارس . (از فارسنامه ٔ ناصری ).


دانشنامه عمومی

شیخ هابیل، روستایی از توابع بخش سرفاریاب شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
این روستا در دهستان پشته ذیلائی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۱۹ نفر (۴۴خانوار) بوده است.


کلمات دیگر: