( حرقصة ) حرقصة. [ ح َ ق َ ص َ ] ( ع مص ) گام نزدیک نهادن. || سخن زودزود و پیوسته گفتن. ( منتهی الارب ).
حرقصه
لغت نامه دهخدا
حرقصة. [ ح َ ق َ ص َ ] (ع مص ) گام نزدیک نهادن . || سخن زودزود و پیوسته گفتن . (منتهی الارب ).
کلمات دیگر:
حرقصة. [ ح َ ق َ ص َ ] (ع مص ) گام نزدیک نهادن . || سخن زودزود و پیوسته گفتن . (منتهی الارب ).