کلمه جو
صفحه اصلی

حرقانی

لغت نامه دهخدا

حرقانی. [ ح َ رَ نی ی ] ( ع ص ) عمامه حرقانی ؛ دستار خاکستری رنگ. ( از منتهی الارب ).

حرقانی. [ ح َ ]( ص نسبی ) منسوب به حرقا بطنی از قضاعة. ( سمعانی ).

حرقانی . [ ح َ ](ص نسبی ) منسوب به حرقا بطنی از قضاعة. (سمعانی ).


حرقانی . [ ح َ رَ نی ی ] (ع ص ) عمامه ٔ حرقانی ؛ دستار خاکستری رنگ . (از منتهی الارب ).



کلمات دیگر: