کلمه جو
صفحه اصلی

زگاب

فرهنگ فارسی

حبرومدادباشد

لغت نامه دهخدا

زگاب. [ زَ ] ( اِ مرکب ) حبر و مداد باشد. ( لغتنامه اسدی ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زکاب شود.


کلمات دیگر: