نژاد و خاندان .
منسل
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منسل. [ م َ س َ ] ( اِ ) به هندی زرنیخ سرخ است. ( فهرست مخزن الادویه ). زرنیخ سرخ. ( الفاظالادویه ).
منسل. [ م ُ س َ ] ( ع ص ) زاده شده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). زاییده شده و متولدشده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به اِنسال شود.
منسل. [ م ُ س ِ] ( ع ص ) ستور که هنگام پشم ریختن رسد آن را. ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مرغ کریزکرده. || شتر پشم ریخته. || جامه پایین افتاده. ( ناظم الاطباء ). || گیاه صلیان که که شاخه ها را بیرون آورده و فروانداخته باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پیشی گیرنده بر قوم. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). آنکه پیشی می گیرد دیگران را. ( ناظم الاطباء ).
منسل. [ م َ س ِ ] ( ع اِ ) نژاد و خاندان. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ) ( از فرهنگ جانسون ).
منسل. [ م ُ س َ ] ( ع ص ) زاده شده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). زاییده شده و متولدشده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به اِنسال شود.
منسل. [ م ُ س ِ] ( ع ص ) ستور که هنگام پشم ریختن رسد آن را. ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مرغ کریزکرده. || شتر پشم ریخته. || جامه پایین افتاده. ( ناظم الاطباء ). || گیاه صلیان که که شاخه ها را بیرون آورده و فروانداخته باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پیشی گیرنده بر قوم. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). آنکه پیشی می گیرد دیگران را. ( ناظم الاطباء ).
منسل. [ م َ س ِ ] ( ع اِ ) نژاد و خاندان. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ) ( از فرهنگ جانسون ).
منسل . [ م َ س َ ] (اِ) به هندی زرنیخ سرخ است . (فهرست مخزن الادویه ). زرنیخ سرخ . (الفاظالادویه ).
منسل . [ م َ س ِ ] (ع اِ) نژاد و خاندان . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ) (از فرهنگ جانسون ).
منسل . [ م ُ س َ ] (ع ص ) زاده شده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). زاییده شده و متولدشده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به اِنسال شود.
منسل . [ م ُ س ِ] (ع ص ) ستور که هنگام پشم ریختن رسد آن را. (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مرغ کریزکرده . || شتر پشم ریخته . || جامه ٔ پایین افتاده . (ناظم الاطباء). || گیاه صلیان که که شاخه ها را بیرون آورده و فروانداخته باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پیشی گیرنده بر قوم . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). آنکه پیشی می گیرد دیگران را. (ناظم الاطباء).
کلمات دیگر: