شطرنج باز . نرد باز .
منصوبه باز
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منصوبه باز. [ م َ ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) شطرنج باز. نردباز. بازیگر و طراح و صحنه آرای. آنکه منصوبه بازد :
بیا ساقی از شوخ منصوبه باز
مران اسب در عرصه خشم و ناز.
بیا ساقی از شوخ منصوبه باز
مران اسب در عرصه خشم و ناز.
ظهوری ( از آنندراج ).
رجوع به منصوبه شود. || دارای تدبیر و هوشمند و دوراندیش و عاقبت اندیش و محتاط و خردمند و زیرک و بافراست. ( ناظم الاطباء ).کلمات دیگر: