( ~. ) (ص فا. ) پشتیبان ، مددکار.
پشتدار
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
پشتدار. [ پ ُ ] ( نف مرکب ) پشتوان. پشتیبان. پشت و پناه. یاریگر. مددکار. پشتوار :
ور همی بیند چرا نبود دلیر
پشتدار و جان سپار و چشم سیر.
نه لحظه لحظه ز عین جفا وفا سازد.
ور همی بیند چرا نبود دلیر
پشتدار و جان سپار و چشم سیر.
مولوی.
نه مار را مدد و پشت دار موسی خواست نه لحظه لحظه ز عین جفا وفا سازد.
مولوی ( از رشیدی ) ( از فرهنگ شعوری ).
|| هر چیز که به او ضخامتی باشد خصوصاً از جنس پوشیدنی. ( برهان قاطع ).فرهنگ عمید
۱. پشتیبان، پشت وپناه.
۲. چیزی یا کسی که دارای پشت وپناه باشد.
۲. چیزی یا کسی که دارای پشت وپناه باشد.
کلمات دیگر: