کلمه جو
صفحه اصلی

خلوقه

لغت نامه دهخدا

( خلوقة ) خلوقة. [ خ ُ ق َ ] ( ع مص ) کهنه شدن جامه. ( منتهی الارب ). منه : خلق خلقاً و خلوقةً رجوع به بخلق شود. || ( ع اِمص ) ملاست. نرمی. || تابانی. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ).

خلوقة. [ خ ُ ق َ ] (ع مص ) کهنه شدن جامه . (منتهی الارب ). منه : خلق خلقاً و خلوقةً رجوع به بخلق شود. || (ع اِمص ) ملاست . نرمی . || تابانی . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).



کلمات دیگر: