کنایه از گلوله توپ و گلوله بادلیج . غلوله توپ کلان .
سنگ رعد
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سنگ رعد. [ س َ گ ِ رَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از گلوله توپ و گلوله بادلیج. ( برهان ) ( آنندراج ). غلوله توپ کلان. ( فرهنگ رشیدی ) :
اگر سنگ رعد تو دارد شکوه
صف لشکر ماست البرز کوه.
اگر سنگ رعد تو دارد شکوه
صف لشکر ماست البرز کوه.
هاتفی ( از فرهنگ رشیدی ).
کلمات دیگر: