سنگی که در راه ها برای نشان و معرفت مقادیر منازل نصب کنند
سنگ نشان
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سنگ نشان. [ س َ گ ِ ن ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) سنگی که در راه ها برای نشان و معرفت مقادیر منازل نصب کنند. ( آنندراج ) :
بال و پر شد شوق من سنگ نشان خفته را
من براه انداختم این کاروان خفته را.
بال و پر شد شوق من سنگ نشان خفته را
من براه انداختم این کاروان خفته را.
صائب ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: