کوخ انداز کدن
سنگ انداز کردن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سنگ انداز کردن. [ س َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کلوخ انداز کردن. می خوردن در آخر ماه شعبان. کنایه از جشن گرفتن :
شهریاراماهی آمد بس عزیز و محترم
با مبارک عهد و مهر ایزد پروردگار
می برغبت نوش و سنگ انداز کن بادوستان
زآنکه گردون کرد جان دشمنان را سنگسار.
شهریاراماهی آمد بس عزیز و محترم
با مبارک عهد و مهر ایزد پروردگار
می برغبت نوش و سنگ انداز کن بادوستان
زآنکه گردون کرد جان دشمنان را سنگسار.
مسعودسعد.
کلمات دیگر: