اوو یعنی = اشا ، حقیقت
ovo
پیشنهاد کاربران
معناهای دیگش میشه
جستجو
پایان جستجو
تسلیم
تجربه
شاهد ، ناظر ، بیننده
مراقبه، مراقبه گر
جستجو
پایان جستجو
تسلیم
تجربه
شاهد ، ناظر ، بیننده
مراقبه، مراقبه گر
ovo نام پسرانه ایرانی ،
نام یکی از شعرای عارف ایرانی ساکن آنزان هم عصر زرتشت،
به معنی حقیقت ، کُل، توکل ، مراقبه، مراقبه گر،
شاهد، مشاهده کننده، تسلیم معشوق بودن، عاشق
نام یکی از شعرای عارف ایرانی ساکن آنزان هم عصر زرتشت،
به معنی حقیقت ، کُل، توکل ، مراقبه، مراقبه گر،
شاهد، مشاهده کننده، تسلیم معشوق بودن، عاشق
کلمات دیگر: