1. sunburn oil
روغن پاد آفتاب (آفتاب سوختگی)
2. to sunburn
در آفتاب سوختن
3. The risk and severity of sunburn depend on the body's natural skin colour.
[ترجمه ترگمان]خطر و شدت آفتاب سوختگی به رنگ طبیعی پوست بدن بستگی دارد
[ترجمه گوگل]خطر و شدت آفتاب سوختگی به رنگ پوست طبیعی بدن بستگی دارد
4. People with fair skin who sunburn easily are very prone to develop skin cancer.
[ترجمه ترگمان]افرادی که پوست سفید دارند، به راحتی مستعد ابتلا به سرطان پوست هستند
[ترجمه گوگل]افرادی که دارای پوست منصفانه هستند و به راحتی آفتاب سوختگی دارند بسیار مستعد ابتلا به سرطان پوست هستند
5. This will help to soothe your sunburn.
[ترجمه نامشخص] این به تدریج به ترمیم شدن افتاب سوختگی کمک می کند
[ترجمه ابوالفضل حسین میرزایی] این به بهبودی آفتاب زدگی شما کمک می کند
[ترجمه ترگمان]این کار به تسکین sunburn کمک می کند
[ترجمه گوگل]این به تدریج آفتاب سوختگی کمک می کند
6. She applied calamine lotion to her sunburn.
[ترجمه ترگمان]او برای آفتاب سوختگی خود از calamine استفاده کرد
[ترجمه گوگل]او لوسیون کالامین را به آفتاب سوختگی او اعمال کرد
7. You're heading for a bad attack of sunburn.
[ترجمه ترگمان] داری میری به سمت یه حمله بد آفتاب سوختگی
[ترجمه گوگل]شما به دنبال یک حمله بد خورشید می گردید
8. His face, at the moment, was peeling from sunburn.
[ترجمه محمد ولی زاده ] صورتش از افتاب سوختگی پوست پوست کرد
[ترجمه M.M] صورتش را آفتاب سوختگی پوست پوست کرد
[ترجمه p.p] صورتش در اثر افتاب سوختگی پوسته پوسته شد
[ترجمه .] صورتش از آفتاب سوختگی پوست پوست شد. صورت او را افتاب سوختگی پوست پوست کرد
[ترجمه M.h.t] صورت او در حال حاضر از آفتاب سوختگی پوست پوست شد
[ترجمه ترگمان]صورتش در آن لحظه از آفتاب سوختگی پوست شده بود
[ترجمه گوگل]صورت او، در حال حاضر، از آفتاب سوختگی پوست کرد
9. The technical term for sunburn is erythema.
[ترجمه ترگمان]اصطلاح فنی آفتاب سوختگی erythema است
[ترجمه گوگل]اصطلاح تکنیکی برای آفتاب سوختگی اریتم است
10. Tan slowly, avoid sunburn and use sun filter creams and lotions - lots and often.
[ترجمه ترگمان]تان را به آرامی تن دهید، از آفتاب سوختگی و استفاده از کرم های ضد آفتاب و لوسیون های ملایم استفاده کنید
[ترجمه گوگل]قدم زدن به آرامی، جلوگیری از آفتاب سوختگی و استفاده از کرم های ضد آفتاب و لوسیون - بسیاری و اغلب
11. His only injuries were sunburn, insect bites and chafing caused by spending more than 40 hours in his wetsuit.
[ترجمه ترگمان]تنها جراحات او آفتاب سوختگی، نیش حشرات و chafing ناشی از هزینه بیش از ۴۰ ساعت در wetsuit بود
[ترجمه گوگل]تنها جراحات او آفتاب سوختگی، نیش حشرات و خرد شدن ناشی از مصرف بیش از 40 ساعت در لباس مخصوص خود بود
12. Unexpectedly he suffered from sunburn, and had never used suntan lotion before.
[ترجمه ترگمان]ناگهان از آفتاب سوختگی رنج کشید و هرگز از کرم ضد آفتاب استفاده نکرده بود
[ترجمه گوگل]او به طور غیر منتظره از آفتاب سوختگی رنج می برد و قبل از آن لوسیون غرق شده را نداشت
13. Much worse is the link between serious sunburn and deadly skin cancer.
[ترجمه ترگمان]بدتر از آن، ارتباط بین آفتاب سوختگی شدید و سرطان پوست مرگبار است
[ترجمه گوگل]خیلی بدتر ارتباط بین آفتاب سوختگی جدی و سرطان کشنده پوست است
14. She likes to sunburn.
[ترجمه پویا کاظمی] او آفتاب سوختگی را دوست دارد.
[ترجمه میم] آن دختر آفتاب سوختگی را دوست دارد
[ترجمه محمد ولی زاده ] او دوست دارد که افتاب بگیرد
[ترجمه مهدا] او ( دختر یا زن ) دوست دارد آفتاب سوخته بشود.
[ترجمه Taylor] او دوست دارد آفتاب بگیرد
[ترجمه محمدعلی] او دوست دارد ، برنزه ( آفتاب سوخته ) شود
[ترجمه Mr. Joker] او آفتاب گرفتن را دوست دارد.
[ترجمه Sh] او آفتاب گرفتن از خورشید را دوست دارد .
[ترجمه Y] او ( اشاره به اسم مؤنث ) از آفتاب سوختگی خوشش می آید
[ترجمه ترگمان] اون از آفتاب سوختگی خوشش میاد
[ترجمه گوگل]او دوست دارد به آفتاب سوختگی