1. syphilis infection is chiefly venereal
ابتلای به سفلیس بیشتر مقاربتی است.
2. he contracted syphilis
او سفلیس گرفت.
3. tuberculosis and syphilis are two major menaces
سل و سفلیس دو بیم آفرین عمده هستند.
4. this sore is symptomatic of syphilis
این زخم علامت سفلیس است.
5. She had an overwhelming fear of syphilis, and the pattern of her tippling was similar to that with other addictive substances.
[ترجمه ترگمان]او ترس شدیدی از سیفیلیس داشت و الگوی tippling نیز مشابه با مواد اعتیادآور دیگر بود
[ترجمه گوگل]او ترس شدید سیفلیس را داشت و الگوی ویلیام شبیه آن با سایر مواد اعتیاد آور بود
6. The sore of primary syphilis is followed after six to eight weeks by the development of the secondary stage.
[ترجمه ترگمان]پس از شش تا هشت هفته پس از توسعه مرحله دوم بیماری سیفیلیس به بیماری سیفیلیس مبتلا شد
[ترجمه گوگل]درد سیفلیس اولیه پس از شش تا هشت هفته با توسعه مرحله دوم دنبال می شود
7. Paracelsus made intractable problems such as plague, syphilis, epilepsy, mental disorder, and learning disabilities central to his preoccupations.
[ترجمه ترگمان]پاراسلسوس مشکلات intractable نظیر طاعون، سیفیلیس، صرع، اختلال روحی، و ناتوانی های یادگیری را مرکز اشتغالات خود قرار داد
[ترجمه گوگل]Paracelsus مشکلات جدی مانند طاعون، سیفلیس، صرع، اختلال روانی و ناتوانی های یادگیری را به خاطر مشکالت خود ایجاد کرد
8. Until 1942 there was no reliable cure for syphilis, too late for Karen Blixen.
[ترجمه ترگمان]تا سال ۱۹۴۲، هیچ درمان قابل اعتماد برای سیفیلیس در کار نبود، برای کارن Blixen خیلی دیر بود
[ترجمه گوگل]تا سال 1942 هیچ درمان قابل اعتماد برای سیفلیس وجود نداشت، و خیلی دیر برای Karen Blixen بود
9. Furthermore, long-standing untreated gonorrhoea and syphilis cause joint swelling and inflammation with the gradual erosion of complete joints in severe cases.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، standing ضد عفونی نشده و سیفیلیس منجر به تورم و التهاب مفصل با فرسایش تدریجی مفاصل کامل در موارد شدید می شود
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، گنوره و درمان با سیفلیس بدون درمان طولانی باعث تورم و التهاب مفصلی با فرسایش تدریجی مفاصل کامل در موارد شدید می شود
10. Bubonic plague, typhoid, polio, diphtheria, tuberculosis, syphilis and gonorrhea still afflict much of the world.
[ترجمه ترگمان]طاعون bubonic، تیفویید، فلج اطفال، دیفتری، سل، سیفیلیس و سوزاک هنوز بسیاری از مردم را مبتلا می کنند
[ترجمه گوگل]طاعون بیوپسی، تیفوئید، فلج اطفال، دیفتری، سل، سیفلیس و گونوره هنوز در بسیاری از جهان آسیب می بینند
11. Congenital syphilis is arbitrarily divided into early and late stages with the dividing line at two years of age.
[ترجمه ترگمان]syphilis مادرزادی به طور دل خواه به مراحل اولیه و دیرهنگام با خط جداکننده در دو سال تقسیم می شود
[ترجمه گوگل]سیفلیس مادرزادی به طور دائمی به مراحل اولیه و اواخر تقسیم شده و در دو سالگی تقسیم می شود
12. The third important complication of cardiovascular syphilis is the development of aneurysms in the wall of the aorta or other major arteries.
[ترجمه ترگمان]سومین مشکل مهم بیماری قلبی عروقی، توسعه اتساع عروقی در دیواره آئورت و یا دیگر شریان های اصلی است
[ترجمه گوگل]سومین عارضه مهم سیفلیس قلب و عروق، ایجاد آنوریسم در دیواره آئورت یا سایر رگ های اصلی است
13. The famous Wassermann diagnostic blood test for syphilis has been used for forty years.
[ترجمه ترگمان]چهل سال است که آزمایش خون تشخیصی Wassermann famous برای سیفیلیس مورد استفاده قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]آزمایش خون معروف واسرمن برای تشخیص سیفلیس برای چهل سال استفاده شده است