(فیزیک، ریاضی) برهمنهی
superposition
انگلیسی به فارسی
(زمینشناسی) برهمچینی
انگلیسی به انگلیسی
• placing of one thing on or above another; placing of one figure over another so that they exactly coincide (geometry)
دیکشنری تخصصی
[عمران و معماری] انطباق - تلفیق - جمع آثار - حاصل جمع آثار - رویهمگذاری - اجتماع آثار قوا - اجتماع اثر قوا - اجتماع اثر - به هم افزوده شدن - تطابق بر روی هم - بر نهش
[برق و الکترونیک] جمع آثار، برهم نهش
[زمین شناسی] اصل روی هم قرار گرفتن طبقات
[ریاضیات] انطباق، استقراء، بر هم نهی، ترکیب، انطباق، استقرار، روی هم جمعی، بر همنهش
[پلیمر] انطباق، برهم نهش
[آب و خاک] برهمنهی، انطباق
[برق و الکترونیک] جمع آثار، برهم نهش
[زمین شناسی] اصل روی هم قرار گرفتن طبقات
[ریاضیات] انطباق، استقراء، بر هم نهی، ترکیب، انطباق، استقرار، روی هم جمعی، بر همنهش
[پلیمر] انطباق، برهم نهش
[آب و خاک] برهمنهی، انطباق
جملات نمونه
1. One must think in terms of superpositions of all the different possible locations of all the particles separately!
[ترجمه ترگمان]فرد باید به صورت جداگانه در مورد تمام موقعیت های احتمالی تمام ذرات به طور جداگانه فکر کند!
[ترجمه گوگل]باید از لحاظ سوپرپوزیشن های مختلف موقعیت های مختلف ذرات تمام ذرات به طور جداگانه فکر کنید!
[ترجمه گوگل]باید از لحاظ سوپرپوزیشن های مختلف موقعیت های مختلف ذرات تمام ذرات به طور جداگانه فکر کنید!
2. This kind of superposition of states is a general-and important-feature of quantum mechanics, referred to as quantum linear superposition.
[ترجمه ترگمان]این حالت برهم نهی حالات، یک ویژگی کلی و مهم مکانیک کوانتومی است که به برهم نهی خطی کوانتومی اشاره دارد
[ترجمه گوگل]این نوع ابرقویی از حالت ها یک ویژگی کلی و مهم از مکانیک کوانتومی است که به عنوان ابرقاره خطی کوانتومی نامیده می شود
[ترجمه گوگل]این نوع ابرقویی از حالت ها یک ویژگی کلی و مهم از مکانیک کوانتومی است که به عنوان ابرقاره خطی کوانتومی نامیده می شود
3. Superposition is of the essence of waves, which can be added together to reinforce or cancel each other out.
[ترجمه ترگمان]Superposition از ماهیت امواج است، که می تواند به هم اضافه شوند تا یکدیگر را تقویت یا خنثی کنند
[ترجمه گوگل]Superposition از ماهیت امواج است که می تواند با هم برای تقویت و یا لغو یکدیگر
[ترجمه گوگل]Superposition از ماهیت امواج است که می تواند با هم برای تقویت و یا لغو یکدیگر
4. However, early on, as he introduced the superposition principle, Dirac would break in half a piece of chalk.
[ترجمه ترگمان]با این حال، ابتدا همان طور که اصل برهم نهی را معرفی کرد، دیراک نصف یک تکه گچ را شکست
[ترجمه گوگل]با این حال، در اوایل او، به عنوان او معرفی اصل فوق العاده، دیراک در نیمه از گچ شکستن
[ترجمه گوگل]با این حال، در اوایل او، به عنوان او معرفی اصل فوق العاده، دیراک در نیمه از گچ شکستن
5. The principle of superposition is the basis of the wave theory of light.
[ترجمه ترگمان]اصل برهم نهی، اساس نظریه موج نور است
[ترجمه گوگل]اصل توطئه بر اساس نظریه موج نور است
[ترجمه گوگل]اصل توطئه بر اساس نظریه موج نور است
6. Display the progress of charge: the use of superposition circuit technology[Sentence dictionary], charging indicator light changes.
[ترجمه ترگمان]نمایش پیشرفت شارژ: استفاده از تکنولوژی مدار برهم نهی [ فرهنگ لغت میانی ]، شارژ در مورد تغییرات نور شاخص
[ترجمه گوگل]نمایش پیشرفت شارژ استفاده از تکنولوژی مدار فوقانی [واژه نامه اصطلاحات]، تغییرات نشانگر شارژر
[ترجمه گوگل]نمایش پیشرفت شارژ استفاده از تکنولوژی مدار فوقانی [واژه نامه اصطلاحات]، تغییرات نشانگر شارژر
7. It is based on the principle of superposition, and the design load is optimized dynamically.
[ترجمه ترگمان]آن مبتنی بر اصل برهم نهی است، و بار طراحی به صورت پویا بهینه سازی شده است
[ترجمه گوگل]این بر مبنای اصل فوق العاده است و بار طراحی به طور پویا بهینه شده است
[ترجمه گوگل]این بر مبنای اصل فوق العاده است و بار طراحی به طور پویا بهینه شده است
8. Principle of original horizontality, principle of superposition, principle of lateral continuity, principle of crosscutting relationship and unconformity.
[ترجمه ترگمان]اصل of اصلی، اصل برهم نهی، اصل پیوستگی جانبی، اصل روابط crosscutting و unconformity
[ترجمه گوگل]اصل اصلی افق، اصل انطباق، اصل پیوستگی جانبی، اصل ارتباط متقابل و عدم انطباق
[ترجمه گوگل]اصل اصلی افق، اصل انطباق، اصل پیوستگی جانبی، اصل ارتباط متقابل و عدم انطباق
9. The Principle of Superposition has found its wide application in physics and many other fields.
[ترجمه ترگمان]اصل of کاربرد وسیع خود را در فیزیک و بسیاری از زمینه های دیگر پیدا کرده است
[ترجمه گوگل]اصل فوق العاده کاربرد گسترده ای در فیزیک و بسیاری از زمینه های دیگر پیدا کرده است
[ترجمه گوگل]اصل فوق العاده کاربرد گسترده ای در فیزیک و بسیاری از زمینه های دیگر پیدا کرده است
10. The theories express the sound fields by a superposition of various resonance reradiation modes and reveal the vibro-acoustic coupling mechanism in viewpoint of vibration.
[ترجمه ترگمان]این تئوری ها، میدان های صوتی را با برهم نهی حالات reradiation رزونانس مختلف بیان می کنند و مکانیزم جفت شدگی vibro - acoustic را در نظر ارتعاش آشکار می کنند
[ترجمه گوگل]این نظریه ها زمینه های صوتی را با ابراز حالت های مختلف رونق رزونانس بیان می کند و مکانیسم اتصال مکانیکی را با توجه به ارتعاش نشان می دهد
[ترجمه گوگل]این نظریه ها زمینه های صوتی را با ابراز حالت های مختلف رونق رزونانس بیان می کند و مکانیسم اتصال مکانیکی را با توجه به ارتعاش نشان می دهد
11. In virtue of superposition principle on potential flow field, on the basis of boundary condition from engineering site, saving-energy diffuser is designed from the above.
[ترجمه ترگمان]به لحاظ اصل برهم نهی بر روی میدان پتانسیل جریان، براساس شرایط مرزی از محل مهندسی، دیفیوزر انرژی ذخیره شده از بالا طراحی شده است
[ترجمه گوگل]بر اساس شرایط فوق العاده در زمینه جریان بالقوه، بر اساس شرایط مرزی از سایت مهندسی، صرفه جویی در انرژی diffuser از بالا طراحی شده است
[ترجمه گوگل]بر اساس شرایط فوق العاده در زمینه جریان بالقوه، بر اساس شرایط مرزی از سایت مهندسی، صرفه جویی در انرژی diffuser از بالا طراحی شده است
12. Based on the superposition principle of small deflections, general stiffness model for multi-axis series machine tool was established as physical constrains for tool posture optimization.
[ترجمه ترگمان]براساس اصل برهم نهی کوچک، مدل سفتی کلی برای ابزار ماشین سری چند محور به عنوان محدودیت فیزیکی برای بهینه سازی حالت ابزار در نظر گرفته شده است
[ترجمه گوگل]بر اساس الگوی فوق العاده انحراف های کوچک، مدل سفتی کلی برای ابزار سریال چند محور به عنوان محدودیت های فیزیکی برای بهینه سازی موقعیت ظاهر شد
[ترجمه گوگل]بر اساس الگوی فوق العاده انحراف های کوچک، مدل سفتی کلی برای ابزار سریال چند محور به عنوان محدودیت های فیزیکی برای بهینه سازی موقعیت ظاهر شد
13. The amino-acid sequences were aligned on the basis of structural superpositions.
[ترجمه ترگمان]دنباله های آمینو اسید بر پایه of ساختاری تنظیم شدند
[ترجمه گوگل]توالی آمینو اسید براساس ساختارهای ابرفتوآمیزی ساختار یافته بود
[ترجمه گوگل]توالی آمینو اسید براساس ساختارهای ابرفتوآمیزی ساختار یافته بود
14. References are given in the text for specific matters such as the glass transition and time-temperature superposition.
[ترجمه ترگمان]مراجع در متن برای موضوعات خاص مانند گذار شیشه ای و برهم نهی زمان - دما داده می شوند
[ترجمه گوگل]مراجع در متن برای مسائل خاص مانند انتقال شیشه و ابرقهرمان دمای زمانی داده می شود
[ترجمه گوگل]مراجع در متن برای مسائل خاص مانند انتقال شیشه و ابرقهرمان دمای زمانی داده می شود
پیشنهاد کاربران
( عمران ) اصل رویهم گذاری یا اجتماع آثار قوا
برهم نهی
جمع آثار
جمع آثار
( در متون عام ) به معنای انطباق است
( در فیزیک ) برهم نهی
جمع توابع
اگر ورودی A پاسخ X را ایجاد کند و ورودی B پاسخ Y را ایجاد کند، آنگاه ورودی ( A B ) پاسخ ( X Y ) را ایجاد خواهد کرد.
اگر ورودی A پاسخ X را ایجاد کند و ورودی B پاسخ Y را ایجاد کند، آنگاه ورودی ( A B ) پاسخ ( X Y ) را ایجاد خواهد کرد.
برهم نهی
اَبَر جای گُزیدگی ، ابر برهم نِهی
برهم نهی، انطباق، جمع آثار
مهندسی عمران - اصل جمع آثار قوا
superposition ( باستانشناسی )
واژه مصوب: برهم نهشت
تعریف: اصلی که بر پایۀ آن لایههای باستانی از پایین به بالا توالی قدیم به جدید نهشته ها را نشان می دهد|||متـ . اصل برهم نهشت law of superposition
واژه مصوب: برهم نهشت
تعریف: اصلی که بر پایۀ آن لایههای باستانی از پایین به بالا توالی قدیم به جدید نهشته ها را نشان می دهد|||متـ . اصل برهم نهشت law of superposition
کلمات دیگر: