کلمه جو
صفحه اصلی

symmetrical


معنی : متناسب، متقارن، برابر، متوازن، هم اندازه
معانی دیگر : (به ویژه گیاه شناسی) همسنج، قرینه، هم برابر، همال، (پزشکی - تاثیر کننده بر بخش های متقارن بدن) همالگیر (symmetric هم می گویند)، (ریاضی) همدوش، تقارنی

انگلیسی به فارسی

(به‌ویژه گیاه‌شناسی) همسنج، متقارن، قرینه، همبرابر، همال


(ریاضی) همدوش، تقارنی، هم اندازه


(پزشکی - تاثیر کننده بر بخش‌های متقارن بدن) همالگیر (symmetric هم می‌گویند)


متقارن، هم اندازه، متوازن، متناسب، برابر


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: symmetrically (adv.)
• : تعریف: having a form, structure, effect, or parts such that there is an equal and corresponding distribution on each side of a central line or position; having symmetry.
متضاد: nonsymmetrical

• balanced, even, proportional, having parts corresponding to one another relative to the whole, identical on both sides
something that is symmetrical has two halves which are exactly the same, except that one half is like a reflection of the other half.

دیکشنری تخصصی

[برق و الکترونیک] به صورت متقارن
[زمین شناسی] متقارن
[ریاضیات] متقارن، همال
[پلیمر] متقارن
[آمار] متقارن

مترادف و متضاد

متناسب (صفت)
adequate, proportional, proportionate, commensurate, symmetric, symmetrical

متقارن (صفت)
concurrent, symmetric, symmetrical, polar, regular, isochronous, isochronal

برابر (صفت)
plain, symmetric, symmetrical, equal, equivalent, homological, square, parallel, double, paired, tantamount, equipollent

متوازن (صفت)
symmetric, symmetrical, equal, equiponderant

هم اندازه (صفت)
symmetric, symmetrical, equal, isometric, isodiametric

well-proportioned


Synonyms: balanced, commensurable, commensurate, equal, in proportion, proportional, regular, shapely, well-formed


Antonyms: asymmetrical, different, disproportioned, irregular, uneven, unsymmetrical


جملات نمونه

1. symmetrical infection
عفونت همال گیر

2. crystals are often symmetrical
بلورها معمولا قرینه هستند.

3. the human body is symmetrical
بدن انسان متقارن است.

4. The plan of the ground floor is completely symmetrical.
[ترجمه ترگمان]طرح کف زمین کاملا متقارن است
[ترجمه گوگل]طرح کف زمین کاملا متقارن است

5. People's bodies are never quite symmetrical.
[ترجمه ترگمان]بدن مردم هرگز کاملا متقارن نیست
[ترجمه گوگل]جسد مردم هرگز کاملا متقارن نیستند

6. The plan of the building is broadly symmetrical.
[ترجمه ترگمان]طرح ساختمان به طور گسترده متقارن است
[ترجمه گوگل]طرح ساختمان عموما متقارن است

7. The symmetrical design of this church makes it very beautiful.
[ترجمه ترگمان]طراحی متقارن این کلیسا، آن را بسیار زیبا می سازد
[ترجمه گوگل]طراحی متقارن این کلیسا آن را بسیار زیبا می کند

8. Its movements are harmonious, perfectly balanced and symmetrical in design.
[ترجمه ترگمان]حرکات آن هماهنگ، کاملا متوازن و متقارن در طراحی هستند
[ترجمه گوگل]جنبش های آن هماهنگ، کاملا متعادل و متقارن در طراحی است

9. For Young and Willmott, the symmetrical family has three main features.
[ترجمه ترگمان]برای جوانان و Willmott، خانواده متقارن سه ویژگی اصلی دارد
[ترجمه گوگل]برای جوان و ویلموت، خانواده متقارن دارای سه ویژگی اصلی است

10. OSF1 V2 will support symmetrical multi-processing and clustering, and is due for release between October 1993 and April 199
[ترجمه ترگمان]مجموعه V۲ OSF۱ از پردازش و خوشه بندی متقارن پشتیبانی می کند و قرار است بین اکتبر ۱۹۹۳ تا ۱۹۹ آوریل آزاد شود
[ترجمه گوگل]OSF1 V2 چند پردازش و خوشه بندی متقارن را پشتیبانی می کند و از اکتبر 1993 تا آوریل 199

11. Symmetrical wasting and weakness was present in the upper and lower limbs and all tendon reflexes were absent.
[ترجمه ترگمان]ضعف و ناتوانی در قسمت فوقانی و پایین و پایین و همه عکس العمل tendon وجود داشت
[ترجمه گوگل]هدر رفتن و ضعف متقارن در اندام فوقانی و کمر وجود داشت و تمام رفلکسهای تاندون غایب بودند

12. Palladio built the Villa Rotunda following a symmetrical plan.
[ترجمه ترگمان]پالادیو ویلا Rotunda را به دنبال یک برنامه متقارن بنا کرد
[ترجمه گوگل]Palladio ساخته ویلا روتاندا به دنبال یک طرح متقارن است

13. The bridle lengths must also be symmetrical, and by general standards are long.
[ترجمه ترگمان]طول دهانه نیز باید متقارن باشد و با استانداردهای عمومی زیاد است
[ترجمه گوگل]طول مارپیچ ها نیز باید متقارن باشند و با استانداردهای عمومی طولانی باشند

14. When leafless, their bark is pretty, and the symmetrical structure of the branches has a classical quality.
[ترجمه ترگمان]وقتی leafless، پوست آن ها زیبا است و ساختار متقارن شاخه ها دارای کیفیت کلاسیک است
[ترجمه گوگل]وقتی بدون برگ، پوست آنها زیبا است، ساختار متقارن شاخه ها دارای کیفیت کلاسیک است

The human body is symmetrical.

بدن انسان متقارن است.


Crystals are often symmetrical.

بلورها معمولاً قرینه هستند.


symmetrical infection

عفونت همال‌گیر



کلمات دیگر: