معنی : میله، پایه، ساق، خرام، ساقه، چیزی شبیه ساقه، ماشوره، قدم زدن و حرکت کردن با احتیاط، راه رفتن، کمین کردن، خرامیدن
معانی دیگر : شق راه رفتن، باغرور یا وقار گام برداشتن، گام های بلند برداشتن، شلنگ انداختن، (تداعی منفی) گسترش یافتن، شایع شدن، فراگرفتن، (به دشمن یا شکار) مخفیانه نزدیک شدن، پاورچین رفتن، یواشکی تعقیب کردن، خف کردن، در کمین بودن، جولان دادن، عرض اندام کردن، شق شق گام برداری، گام بلند یا غرور آمیز، شلنگ اندازی، (گیاه شناسی) ساقه، استاک، ستاک، دم - رجوع شود به: petiole و peduncle و pedicel، راه رفتن ارواح وشیاطین