1. the bulb of a syringe
بدنه ی سرنگ
2. The fluid can be drawn off with a syringe.
[ترجمه ترگمان]مایع را می توان با سرنگ کشیده کرد
[ترجمه گوگل]مایع را می توان با یک سرنگ تزریق کرد
3. He boiled his syringe and fired his knife to sterilize them.
[ترجمه ترگمان]سرنگ او را boiled و چاقویی را برای ضدعفونی کردن آن ها شلیک کرد
[ترجمه گوگل]او سرنگ خود را ریخت و چاقوی خود را برای استریل کردنش اخراج کرد
4. Extend needle and syringe exchange facilities and local health care services and set up a specialist drug clinic.
[ترجمه ترگمان]گسترش تجهیزات تبادل سوزن و سرنگ و خدمات مراقبت بهداشتی محلی و راه اندازی یک کلینیک تخصصی مواد مخدر
[ترجمه گوگل]امکانات سوزنی و سرنگ را گسترش دهید و خدمات مراقبت های بهداشتی محلی را تنظیم کنید و یک کلینیک دارویی ویژه ایجاد کنید
5. BThe closet is empty, save for a syringe and spoon stored on a tiny ledge.
[ترجمه ترگمان]کمد BThe خالی است، به جز یک سرنگ و یک قاشق که روی یک طاقچه کوچک ذخیره شده است
[ترجمه گوگل]گنبد B خالی است، صرفه جویی در یک سرنگ و قاشق ذخیره شده در یک لبه کوچک
6. A fine needle on a syringe was introduced through the cyst wall, and air under pressure pushed the syringe barrel outwards.
[ترجمه ترگمان]یک سوزن زیبا روی سرنگ از طریق دیوار کیست ایجاد شد و هوا تحت فشار لوله سرنگ را به سمت بیرون فشار داد
[ترجمه گوگل]یک سوزن خوب بر روی یک سرنگ از طریق دیواره کیست وارد شد و فشار هوا فشار بشکه سرنگ را به بیرون زد
7. Draw cold water up into the syringe through the needle, flush out the water and repeat.
[ترجمه ترگمان]آب سرد را از طریق سوزن به داخل سرنگ بکشید و آب را بیرون بریزید و تکرار کنید
[ترجمه گوگل]آب را از طریق سوزن به داخل سرنگ قرعه کشی کنید، آب را فشرده و تکرار کنید
8. He held the syringe with its end close to the idol and pulled the piston out sharply.
[ترجمه ترگمان]سرنگ را کنار بت نگه داشت و پیستون را به تندی بیرون کشید
[ترجمه گوگل]او سرنگ را با انتهای نزدیک به بت نگه داشته و پیستون را به شدت بکشاند
9. About the same time, she started using a syringe to pump air into the children as well.
[ترجمه ترگمان]در همان زمان، او شروع به استفاده از یک سرنگ برای پمپاژ هوا به کودکان کرد
[ترجمه گوگل]در همان زمان، او شروع به استفاده از یک سرنگ برای پمپ هوا به کودکان نیز هست
10. She drew a dose of morphia into a syringe.
[ترجمه ترگمان] اون یه سرنگ مورفین به سرنگ تزریق کرد
[ترجمه گوگل]او دوز مورفیا را به یک سرنگ تزریق کرد
11. Pethidine and diamorphine - usually administered by syringe into your bottom.
[ترجمه ترگمان]pethidine و diamorphine - معمولا توسط سرنگ به کف شما هدایت می شوند
[ترجمه گوگل]پتیدین و دیامورفین - معمولا توسط سرنگ به پایین شما تزریق می شود
12. Super percision fluid dispenser, parts ( Syringe, nozzle, valve, tank and so on ) and FAD system.
[ترجمه ترگمان]سوپر percision fluid، قطعات (سرنگ، نازل، شیر، تانک و غیره)و سیستم FAD
[ترجمه گوگل]تلگراف مایع Super Pericision، قطعات (سرنگ، نازل، شیر، مخزن و غیره) و سیستم FAD
13. Each syringe is wrapped in a sterile package and then jumblepacked in a large corrugated carton.
[ترجمه ترگمان]هر سرنگ در یک بسته استریل بسته بندی می شود و سپس در یک کارتن corrugated بزرگ بسته می شود
[ترجمه گوگل]هر سرنگ در یک بسته استریل پیچیده شده و سپس در یک کارتن بزرگ جعبه ای قرار داده شده است
14. The filter was suitable for the syringe attracting liquid drug.
[ترجمه ترگمان]فیلتر برای سرنگ جذب مواد مایع مناسب بود
[ترجمه گوگل]این فیلتر برای جذب مایع دارو سرنگ مناسب بود