کلمه جو
صفحه اصلی

spruce


معنی : انواع کاج میلاد، قشنگ، اراسته، پاکیزه، صنوبر
معانی دیگر : (گیاه شناسی) صنوبر، نوئل (جنس picea از خانواده ی pine)، (معمولا با: up) شیک کردن، آراستن، آرایش کردن، شیک، خوش لباس، تر و تمیز

انگلیسی به فارسی

تمیز، تر و تمیز، شیک، آراسته، مرتب


درخت نوئل


درخت صنوبر، درخت نراد


چوب (درخت نوئل)، چوب صنوبر، چوب نراد


صنوبر، انواع کاج میلاد، پاکیزه، اراسته، قشنگ


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of various evergreen trees that have short, densely growing, needlelike leaves and bear hanging cones.

(2) تعریف: the soft wood of this tree.
صفت ( adjective )
• : تعریف: neat, stylish, or smartly dressed or groomed.
مترادف: chic, dapper, natty, neat, smart, soign�, stylish, trim
متضاد: blowzy, shabby, untidy
مشابه: dandy, dashing, jaunty, rakish, shipshape, sleek, spick-and-span, well-groomed
فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: spruces, sprucing, spruced
• : تعریف: to make or become neat, smart, or stylish (usu. fol. by up).
مترادف: slick, smarten
مشابه: groom, neaten, preen, primp, tidy

• variety of coniferous evergreen tree
dress up, improve one's outward appearance; make neat and tidy
dressed up, having a smart appearance; clean and orderly
a spruce is an evergreen tree. it has needle-like leaves that grow in a triangular shape.
someone who is spruce is very neat and smart.
if you spruce someone or something up, you improve their appearance.

دیکشنری تخصصی

[پلیمر] صنوبر

مترادف و متضاد

انواع کاج میلاد (اسم)
spruce

قشنگ (صفت)
beautiful, spry, pretty, beauteous, cheesy, goodly, pert, spruce, good-looking, pretty-pretty

اراسته (صفت)
brisk, clean-limbed, decent, spruce, decorous, natty, politic, prissy

پاکیزه (صفت)
clean, trim, brisk, clean-limbed, neat, tidy, spruce, natty

صنوبر (صفت)
pine, spruce

stylish, neat


Synonyms: classy, clean, dainty, dapper, elegant, prim, smart, tidy, trim, well-groomed


Antonyms: unkempt, unstylish, untidy


جملات نمونه

1. He looked spruce in his best clothes.
[ترجمه ترگمان]به بهترین لباس های او صنوبر به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]او بهترین لباس هایش را در صنوبر نگاه کرد

2. Paul went upstairs to spruce up before dinner.
[ترجمه ترگمان]پل قبل از شام به طبقه بالا رفت
[ترجمه گوگل]پل به طبقه بالا رفت تا قبل از شام زرد شود

3. Trees such as spruce, pine and oak have been planted.
[ترجمه ترگمان]درخت ها مثل صنوبر، صنوبر و بلوط کاشته شده اند
[ترجمه گوگل]درختان مانند صنوبر، کاج و بلوط کاشته شده است

4. Mr Bailey was looking very spruce in a white linen suit.
[ترجمه ترگمان]آقای بیلی با کت و شلوار کتانی سفیدش بسیار آراسته به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]آقای بیلی در یک کت و شلوار سفیدی به دنبال یونجه بود

5. Chris was looking spruce in his stiff-collared black shirt and new short hair cut.
[ترجمه ترگمان]ک - - ک - - ری - - س \"با یه پیراهن مشکی و موی کوتاه و موی کوتاه جدید\"
[ترجمه گوگل]کریس به دنبال پیراهن سیاه و سفید با سفت و موی کوتاه و کوتاه کردن موهای جدید خود بود

6. Spruce up and go with me.
[ترجمه ترگمان]راهمان را ادامه دهیم و با من برویم
[ترجمه گوگل]صنوبر کردن و رفتن با من

7. Following in his steps, I passed through damp spruce woods to an open cliff.
[ترجمه ترگمان]به دنبال او از میان درختان صنوبر خیس به یک صخره باز گذشتم
[ترجمه گوگل]به دنبال مراحل خودم، از طریق چوب صخره ی مرطوب به یک صخره ی آزاد منتقل شدم

8. He looked spruce and handsome in a clean white shirt.
[ترجمه ترگمان]با پیراهنی سفید و تمیز، زیبا و پاکیزه به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]او در یک پیراهن تمیز سفید به رنگ نارنجی و خوشگل بود

9. They've employed an advertising agency to spruce up the company image.
[ترجمه محمدرضا شریفی] آنها یک شرکت تبلیغاتی را به کار گماشتند تا دستی به سر و روی وجهه شرکت بکشد.
[ترجمه ترگمان]آن ها یک آژانس تبلیغاتی را استخدام کرده اند تا تصویر شرکت را تنظیم کنند
[ترجمه گوگل]آنها یک آژانس تبلیغاتی را برای ساختن تصویر شرکت به کار گرفته اند

10. The pine, cedar and spruce are evergreens.
[ترجمه ترگمان]صنوبر، صنوبر و صنوبر همیشه بهار هستند
[ترجمه گوگل]کاج، سدر و صنوبر همیشه سبز هستند

11. Early settlers built frames of spruce, maple and pine.
[ترجمه ترگمان]مهاجران اولیه قالب های صنوبر، افرا و صنوبر را ساختند
[ترجمه گوگل]مهاجران اولیه ساخته شده قاب از صنوبر، افرا و کاج

12. When the evening comes the female spruce budworm moth rises up on warm air currents.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که عصر می رسد، پروانه درخت صنوبر female در جریان هوای گرم قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]هنگامی که شب می آید، پستان گاو زنبور عسل زنانه در جریان هوا گرم می شود

13. The small russet cones of red spruce are borne only near the tip of the crown.
[ترجمه ترگمان]میوه های سرخ و خرمایی رنگی که صنوبر قرمز دارند، تنها در نزدیکی نوک تاج به دست می آیند
[ترجمه گوگل]مخروط های کوچک زنگی از صنوبر قرمز فقط در نزدیکی نوک تاج قرار می گیرند

14. The red spruce and Fraser fir began to recolonize the cut-over areas.
[ترجمه ترگمان]صنوبر قرمز و فریزر شروع به جدا کردن مناطق برش زده کردند
[ترجمه گوگل]صنوبر قرمز و قارچ Fraser شروع به جمع کردن مناطق برش داده اند

spruce somebody up

(Verb - transitive) خود را آراستن، خود را آراسته کردن، شیک کردن


spruce oneself up

خود را آراستن، خود را آراسته کردن، شیک کردن


پیشنهاد کاربران

دستی به سر و رو کشیدن، آراستن

آراسته. ظاهر مرتب
he looked as spruce as if he were getting married

۱ - آراسته ( در لباس و رفتار ) ، تر و تمیز، شسته رفته
Uptodateness in dress and manners , trimmed, neat
۳ - صنوبر

Stands of spruce trees dotted the hills
درختستان صنوبر ( بیشه مملو از درخت صنوبر )


کلمات دیگر: