sportscast برنامه های ورزشی رادیو وتلویزیون، گوینده برنامه ورزشی
sportscaster
sportscast برنامه های ورزشی رادیو وتلویزیون، گوینده برنامه ورزشی
انگلیسی به فارسی
( sportscast ) برنامه های ورزشی رادیو وتلویزیون،گوینده برنامه ورزشی
ورزشكار، گوینده برنامه ورزشی
انگلیسی به انگلیسی
• sports broadcaster, sports reporter
a sportscaster is a person who broadcasts a sports commentary or sports news; used in american english.
a sportscaster is a person who broadcasts a sports commentary or sports news; used in american english.
جملات نمونه
1. We wanted an experienced sportscaster, and Waggoner fit the bill.
[ترجمه ترگمان]ما یک sportscaster باتجربه می خواستیم، و Waggoner با این لایحه جور در آمد
[ترجمه گوگل]ما خواستار یک بازیگر با تجربه بودیم و واگنر با این لایحه مناسب بود
[ترجمه گوگل]ما خواستار یک بازیگر با تجربه بودیم و واگنر با این لایحه مناسب بود
2. Theoretically, sportscasters are supposed to be reporters, not fans.
[ترجمه ترگمان]از لحاظ تئوری، sportscasters قرار است گزارشگر باشند، نه طرفداران
[ترجمه گوگل]نظریهپردازان به نظر میرسد خبرنگاران باشند، نه طرفداران
[ترجمه گوگل]نظریهپردازان به نظر میرسد خبرنگاران باشند، نه طرفداران
3. Malcolm has his sights set on becoming a sportscaster.
[ترجمه ترگمان]Malcolm sights دارد که به یک sportscaster تبدیل شود
[ترجمه گوگل]مالکوم اشیاء خود را برای تبدیل شدن به یک ورزشگر تعیین می کند
[ترجمه گوگل]مالکوم اشیاء خود را برای تبدیل شدن به یک ورزشگر تعیین می کند
4. This is a once-in-a-lifetime experience for a sportscaster.
[ترجمه ترگمان]این یک تجربه یکبار در طول عمر برای یک sportscaster است
[ترجمه گوگل]این یک تجربه یک بار در طول زندگی برای ورزشکار است
[ترجمه گوگل]این یک تجربه یک بار در طول زندگی برای ورزشکار است
5. A big reason is that many sportscasters are ex-athletes and few of the rest follow racing.
[ترجمه ترگمان]دلیل اصلی این است که بسیاری از sportscasters ورزش کاران سابق هستند و تعداد کمی از آن ها از مسابقه پیروی می کنند
[ترجمه گوگل]دلیل بزرگی این است که بسیاری از ورزشکاران ورزشی ورزشکاران سابق هستند و تعداد اندکی از بقیه به دنبال مسابقه هستند
[ترجمه گوگل]دلیل بزرگی این است که بسیاری از ورزشکاران ورزشی ورزشکاران سابق هستند و تعداد اندکی از بقیه به دنبال مسابقه هستند
6. Chuck would've made a lousy sportscaster ('two-three the count'?) but that just adds to the excitement.
[ترجمه ترگمان]چاک (Chuck)یک sportscaster lousy (دو - سه)درست می کرد؟) اما این فقط به هیجان می افزاید
[ترجمه گوگل]چاک توانست یک بازیگر پرتلاش ('دو تا سه شمارش') را بسازد اما این فقط به هیجان می افزاید
[ترجمه گوگل]چاک توانست یک بازیگر پرتلاش ('دو تا سه شمارش') را بسازد اما این فقط به هیجان می افزاید
7. In an interview with a CCTV sportscaster last month, Yao said: "I don't know if I would join some champion team in the future. I don't even know if I can play again. "
[ترجمه ترگمان]یائو در مصاحبه ای با یک دوربین مدار بسته در ماه گذشته گفت: \" نمی دانم آیا در آینده به یک تیم قهرمان خواهم پیوست یا نه حتی نمی دانم آیا می توانم دوباره بازی کنم \"
[ترجمه گوگل]یاهو در مصاحبه ای که در ماه گذشته در نمایشگاه CCTV داشت، گفت: 'من نمی دانم آیا در آینده به یک تیم قهرمان ملحق خواهم شد من حتی نمی دانم که آیا دوباره می توانم بازی کنم '
[ترجمه گوگل]یاهو در مصاحبه ای که در ماه گذشته در نمایشگاه CCTV داشت، گفت: 'من نمی دانم آیا در آینده به یک تیم قهرمان ملحق خواهم شد من حتی نمی دانم که آیا دوباره می توانم بازی کنم '
8. Lifeguard, sportscaster, movie star, governor, president — there wasn't much Ronald Reagan didn't do in life.
[ترجمه ترگمان]Lifeguard، sportscaster، ستاره سینما، فرماندار، رئیس جمهور - در زندگی رونالد ریگان هیچ کاری انجام نداد
[ترجمه گوگل]نجات دهنده، ورزشگر، ستاره فیلم، فرماندار، رئیس جمهور - رونالد ریگان خیلی زیاد در زندگی کاری نداشت
[ترجمه گوگل]نجات دهنده، ورزشگر، ستاره فیلم، فرماندار، رئیس جمهور - رونالد ریگان خیلی زیاد در زندگی کاری نداشت
9. In an interview with a CCTV sportscaster last month, Yao said: "I don't know if I would join some champion team in the future.
[ترجمه ترگمان]یائو در مصاحبه ای با یک دوربین مدار بسته در ماه گذشته گفت: \" نمی دانم آیا در آینده به یک تیم قهرمان خواهم پیوست یا نه
[ترجمه گوگل]یاهو در مصاحبه ای که در ماه گذشته در نمایشگاه CCTV داشت، گفت: 'من نمی دانم آیا در آینده به یک تیم قهرمان ملحق خواهم شد
[ترجمه گوگل]یاهو در مصاحبه ای که در ماه گذشته در نمایشگاه CCTV داشت، گفت: 'من نمی دانم آیا در آینده به یک تیم قهرمان ملحق خواهم شد
10. If you strolled there some evening this week, you saw several sportscasters doing live reports.
[ترجمه ترگمان]اگر شما در این هفته به آنجا قدم می زدید، شما چند نفر را دیدید که گزارش های زنده را انجام می دادند
[ترجمه گوگل]اگر شما در این هفته برخی از شبها به آنجا رفته اید، چندین بازدید کننده ورزشی که گزارش های زنده را می بینید دیدید
[ترجمه گوگل]اگر شما در این هفته برخی از شبها به آنجا رفته اید، چندین بازدید کننده ورزشی که گزارش های زنده را می بینید دیدید
11. Zurich Robinson, a black pro football quarterback accused of sexually assaulting a female sportscaster.
[ترجمه ترگمان]زوریخ، بازیکن فوتبال حرفه ای فوتبال است که متهم به حمله جنسی به یک زن sportscaster زن است
[ترجمه گوگل]زوریخ رابینسون، یک مهاجم فوتبال سیاهپوست متهم به تجاوز جنسی به یک زن ورزشی
[ترجمه گوگل]زوریخ رابینسون، یک مهاجم فوتبال سیاهپوست متهم به تجاوز جنسی به یک زن ورزشی
12. While the 2008 Olympic Games is coming, more TV sports programs, more people pay close attention to. Training of the TV sportscaster is becoming the focus of social.
[ترجمه ترگمان]در حالی که بازی های المپیک ۲۰۰۸ در حال انجام است، برنامه های ورزشی بیشتری برگزار می شود، افراد بیشتری توجه خود را به آن معطوف می کنند آموزش تلویزیون TV در حال تبدیل شدن به کانون توجه اجتماعی است
[ترجمه گوگل]در حالی که بازی های المپیک 2008 در حال آمدن است، بیشتر برنامه های تلویزیونی ورزشی، بیشتر مردم توجه زیادی به آن ها می کنند آموزش ورزش رادیو تلویزیون در حال تبدیل شدن به تمرکز اجتماعی است
[ترجمه گوگل]در حالی که بازی های المپیک 2008 در حال آمدن است، بیشتر برنامه های تلویزیونی ورزشی، بیشتر مردم توجه زیادی به آن ها می کنند آموزش ورزش رادیو تلویزیون در حال تبدیل شدن به تمرکز اجتماعی است
13. Nancy: Jerry really lucked out! He found himself a cushy job as a sportscaster.
[ترجمه ترگمان]! جری \"خیلی خوش شانس بود\" اون خودش رو یه کار راحت مثل گزارشگر ورزشی پیدا کرد
[ترجمه گوگل]نانسی جری واقعا موفق شد! او خود را یک شغل شاد به عنوان یک ورزشگر یافت
[ترجمه گوگل]نانسی جری واقعا موفق شد! او خود را یک شغل شاد به عنوان یک ورزشگر یافت
14. He writes social messages, such as commentaries on ice-hockey matches (he was a sportscaster before he became a politician).
[ترجمه ترگمان]او پیام های اجتماعی مانند تفسیرهای روی مسابقات هاکی روی یخ را می نویسد (او قبل از اینکه سیاست مدار شود یک sportscaster بود)
[ترجمه گوگل]او پیام های اجتماعی، مانند نظرات در مسابقات یخچال ها را می نویسد (او قبل از اینکه به یک سیاستمدار تبدیل شود)، ورزش می کرد
[ترجمه گوگل]او پیام های اجتماعی، مانند نظرات در مسابقات یخچال ها را می نویسد (او قبل از اینکه به یک سیاستمدار تبدیل شود)، ورزش می کرد
پیشنهاد کاربران
Sb who appears on television or radio to giving information about news or sporting events
کلمات دیگر: