باستان شناسی
archaeography
انگلیسی به فارسی
پیشنهاد کاربران
Systematic description of antiquities
شرح ادوار کهن، توضیح آثار و ادوار کهن
شرح ادوار کهن، توضیح آثار و ادوار کهن
archaeography ( باستانشناسی )
واژه مصوب: باستاننگاری
تعریف: توصیف نوشتاری و تصویری روشمند افراد غیرمتخصص، مانند سیاحان و مبلغان مذهبی، از بناهای تاریخی و آثار قابل رؤیت باستانشناختی در ادوار گذشته
واژه مصوب: باستاننگاری
تعریف: توصیف نوشتاری و تصویری روشمند افراد غیرمتخصص، مانند سیاحان و مبلغان مذهبی، از بناهای تاریخی و آثار قابل رؤیت باستانشناختی در ادوار گذشته
کلمات دیگر: