قابل بقا، پایدار، بازمان، پایند پذیر، پایستنی
survivable
قابل بقا، پایدار، بازمان، پایند پذیر، پایستنی
انگلیسی به فارسی
قابل بقا، پایدار، بازمان، پایند پذیر، پایستنی
زنده ماندن
انگلیسی به انگلیسی
• able to survive; capable of being survived, can be endured without resulting in death
پیشنهاد کاربران
ماندگاری
نجات بخش
کلمات دیگر: