کلمه جو
صفحه اصلی

drifts

انگلیسی به فارسی

رانش، راندگی، جسم شناور، توده باد اورده، برف باداورده، جریان اهسته، توده شدن، یخ رفت، بی اراده کار کردن، جمع شدن، بی مقصد رفتن، دستخوش پیشامد بودن


پیشنهاد کاربران

بارش
Monsoon drifts


کلمات دیگر: