کلمه جو
صفحه اصلی

crawfish


معنی : خرچنگ خاردار، خرچنگ اب شیرین، به پشت حرکت کردن، از موضعی عقب نشینیکردن
معانی دیگر : (عامیانه) جا زدن، لنگ انداختن، زه زدن، (حرف خود را) پس گرفتن، به پشت حرکت کردن مثل خرچنگ

انگلیسی به فارسی

خرچنگ آب شیرین، خرچنگ خاردار، به پشت حرکت کردن (مثل خرچنگ)، از موضعی عقب‌نشینی کردن


خرچنگ، خرچنگ خاردار، خرچنگ اب شیرین، به پشت حرکت کردن، از موضعی عقب نشینیکردن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: crawfish, crawfishes
• : تعریف: variant of crayfish.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: crawfishes, crawfishing, crawfished
• : تعریف: (informal) to back out of an enterprise.

• freshwater crustacean which resembles a small lobster

مترادف و متضاد

خرچنگ خاردار (اسم)
crayfish, crawfish, sea crayfish

خرچنگ اب شیرین (اسم)
crayfish, crawfish

به پشت حرکت کردن (فعل)
crawfish

از موضعی عقب نشینی کردن (فعل)
crawfish

جملات نمونه

1. Shape the crawfish mixture into round cakes, approximately 2 ounces each.
[ترجمه ترگمان]مخلوط crawfish را به دور کیک شکل دهید، که هر کدام تقریبا ۲ اونس است
[ترجمه گوگل]شکل مخلوط خمیر را به کیک گرد، حدود 2 اونس هر کدام

2. Crawfish omelette Cajun omelettes are more like scrambled eggs.
[ترجمه ترگمان]املت \"املت\" املت \"Cajun\" که بیشتر شبیه تخم مرغ و تخم مرغ هستش
[ترجمه گوگل]تخم مرغ Cayon املت Cayon بیشتر شبیه تخم مرغ است

3. Add the crawfish tails, prawns or monkfish and cook for 1 minute.
[ترجمه ترگمان]دم crawfish را اضافه کنید، میگو یا monkfish را برای یک دقیقه بپزید
[ترجمه گوگل]دم دم صخره، آفتابگردان یا ماهی قرمز را اضافه کنید و به مدت 1 دقیقه طبخ کنید

4. Crawfish, like shrimp or lobsters, belong to the scientific Crustacea.
[ترجمه ترگمان]crawfish، مثل میگو یا خرچنگ، متعلق به the علمی است
[ترجمه گوگل]خرچنگ، مانند میگو یا لوبستر، متعلق به Crustacea علمی است

5. We'll just have to crawfish out of shaking hands with them.
[ترجمه ترگمان]ما فقط باید یه خورده خرچنگ بخوریم و با آن ها دست و پنجه نرم کنیم
[ترجمه گوگل]ما فقط باید از دست تکان دادن با آنها رها شویم

6. We'll have to crawfish out from meeting with him; He backed out of his earlier promise.
[ترجمه ترگمان]ما باید از جلسه با او در بریم؛ او به قول قبلی عقب عقب رفت
[ترجمه گوگل]ما باید از دیدار با او رها شویم او از وعده قبلی خود حمایت کرد

7. Exports: fish and crawfish, rum, salt, chemicals, fruit and vegetables.
[ترجمه ترگمان]صادرات: ماهی و crawfish، روم، نمک، مواد شیمیایی، میوه و سبزیجات
[ترجمه گوگل]ماهی و خرچنگ، رم، نمک، مواد شیمیایی، میوه و سبزیجات صادر می شود

8. Crawfish, like shrimp or lobsters, belong to the scientific class Crustacea.
[ترجمه ترگمان]crawfish، مثل میگو یا خرچنگ، متعلق به بچه های کلاس علمی است
[ترجمه گوگل]خرچنگ، مثل میگو یا لوبسترها، متعلق به کراساستا کلاس علمی است

9. It was studied that Red Swamp Crawfish growing and laying eggs fed with different forage prescription.
[ترجمه ترگمان]مطالعه نشان داد که Swamp قرمز در حال رشد و تخم گذاری است که با تجویز دارو مختلف تغذیه می شود
[ترجمه گوگل]مطالعه شده است که Swamp Swarf قرمز در حال رشد و تخمگذار تخم مرغ تغذیه با نسخه های مختلف علوفه است

10. Negroes are prostrate everywhere and morays and crawfish and spider crabs arearound and over their bodies.
[ترجمه ترگمان]سیاهان در همه جا به خاک افتاده اند و morays و crawfish و spider و spider را روی بدنشان می گذارند
[ترجمه گوگل]سیاه پوستان در همه جا فرو می ریزند و ریزه ها و خرچنگ ها و خرچنگ های عنکبوتی در اطراف بدنشان قرار می گیرند

11. Visitors are enjoying crawfish etouffees, red beans and rice, gumbo, jambalaya and the famous fried pastries called beignets.
[ترجمه ترگمان]بازدیدکنندگان از crawfish etouffees، لوبیا قرمز و برنج، gumbo، jambalaya و شیرینی های سرخ کرده معروف به نام beignets لذت می برند
[ترجمه گوگل]بازدیدکنندگان از غذاهای خیش خشخاش، لوبیا قرمز و برنج، گومبو، جمبلایا و شیرینی های مشهور سرخ شده به نام بیژن استفاده می کنند

12. We'll have to crawfish out from meeting with him.
[ترجمه ترگمان]ما باید یه خورده خرچنگ بخوریم و با اون بریم بیرون
[ترجمه گوگل]ما باید از دیدار با او رها شویم

13. Jambalaya and a crawfish pie and fillet gumbo.
[ترجمه ترگمان]یه خورده خرچنگ و یک خورده
[ترجمه گوگل]Jambalaya و یک پای خاردار و گومبو فیله

14. Baolong crawfish comes from the Doulong Port, Dafeng City.
[ترجمه ترگمان]Baolong crawfish از بندر Doulong، Dafeng سیتی می آید
[ترجمه گوگل]خرچنگ Baolong از بندر Doulong، Dafeng شهر می آید

15. Light Soup with Trout, Catfish, Crawfish, Monkfish and Garlic Bread.
[ترجمه ترگمان]سوپ سبک با ماهی قزل آلا، catfish، crawfish، Monkfish و نان سیر
[ترجمه گوگل]سوپ لوبیا با ماهی قزلآل، سوفله، ماهی قزل آلا، ماهیان زینتی و نان سیر


کلمات دیگر: