1. Shape the crawfish mixture into round cakes, approximately 2 ounces each.
[ترجمه ترگمان]مخلوط crawfish را به دور کیک شکل دهید، که هر کدام تقریبا ۲ اونس است
[ترجمه گوگل]شکل مخلوط خمیر را به کیک گرد، حدود 2 اونس هر کدام
2. Crawfish omelette Cajun omelettes are more like scrambled eggs.
[ترجمه ترگمان]املت \"املت\" املت \"Cajun\" که بیشتر شبیه تخم مرغ و تخم مرغ هستش
[ترجمه گوگل]تخم مرغ Cayon املت Cayon بیشتر شبیه تخم مرغ است
3. Add the crawfish tails, prawns or monkfish and cook for 1 minute.
[ترجمه ترگمان]دم crawfish را اضافه کنید، میگو یا monkfish را برای یک دقیقه بپزید
[ترجمه گوگل]دم دم صخره، آفتابگردان یا ماهی قرمز را اضافه کنید و به مدت 1 دقیقه طبخ کنید
4. Crawfish, like shrimp or lobsters, belong to the scientific Crustacea.
[ترجمه ترگمان]crawfish، مثل میگو یا خرچنگ، متعلق به the علمی است
[ترجمه گوگل]خرچنگ، مانند میگو یا لوبستر، متعلق به Crustacea علمی است
5. We'll just have to crawfish out of shaking hands with them.
[ترجمه ترگمان]ما فقط باید یه خورده خرچنگ بخوریم و با آن ها دست و پنجه نرم کنیم
[ترجمه گوگل]ما فقط باید از دست تکان دادن با آنها رها شویم
6. We'll have to crawfish out from meeting with him; He backed out of his earlier promise.
[ترجمه ترگمان]ما باید از جلسه با او در بریم؛ او به قول قبلی عقب عقب رفت
[ترجمه گوگل]ما باید از دیدار با او رها شویم او از وعده قبلی خود حمایت کرد
7. Exports: fish and crawfish, rum, salt, chemicals, fruit and vegetables.
[ترجمه ترگمان]صادرات: ماهی و crawfish، روم، نمک، مواد شیمیایی، میوه و سبزیجات
[ترجمه گوگل]ماهی و خرچنگ، رم، نمک، مواد شیمیایی، میوه و سبزیجات صادر می شود
8. Crawfish, like shrimp or lobsters, belong to the scientific class Crustacea.
[ترجمه ترگمان]crawfish، مثل میگو یا خرچنگ، متعلق به بچه های کلاس علمی است
[ترجمه گوگل]خرچنگ، مثل میگو یا لوبسترها، متعلق به کراساستا کلاس علمی است
9. It was studied that Red Swamp Crawfish growing and laying eggs fed with different forage prescription.
[ترجمه ترگمان]مطالعه نشان داد که Swamp قرمز در حال رشد و تخم گذاری است که با تجویز دارو مختلف تغذیه می شود
[ترجمه گوگل]مطالعه شده است که Swamp Swarf قرمز در حال رشد و تخمگذار تخم مرغ تغذیه با نسخه های مختلف علوفه است
10. Negroes are prostrate everywhere and morays and crawfish and spider crabs arearound and over their bodies.
[ترجمه ترگمان]سیاهان در همه جا به خاک افتاده اند و morays و crawfish و spider و spider را روی بدنشان می گذارند
[ترجمه گوگل]سیاه پوستان در همه جا فرو می ریزند و ریزه ها و خرچنگ ها و خرچنگ های عنکبوتی در اطراف بدنشان قرار می گیرند
11. Visitors are enjoying crawfish etouffees, red beans and rice, gumbo, jambalaya and the famous fried pastries called beignets.
[ترجمه ترگمان]بازدیدکنندگان از crawfish etouffees، لوبیا قرمز و برنج، gumbo، jambalaya و شیرینی های سرخ کرده معروف به نام beignets لذت می برند
[ترجمه گوگل]بازدیدکنندگان از غذاهای خیش خشخاش، لوبیا قرمز و برنج، گومبو، جمبلایا و شیرینی های مشهور سرخ شده به نام بیژن استفاده می کنند
12. We'll have to crawfish out from meeting with him.
[ترجمه ترگمان]ما باید یه خورده خرچنگ بخوریم و با اون بریم بیرون
[ترجمه گوگل]ما باید از دیدار با او رها شویم
13. Jambalaya and a crawfish pie and fillet gumbo.
[ترجمه ترگمان]یه خورده خرچنگ و یک خورده
[ترجمه گوگل]Jambalaya و یک پای خاردار و گومبو فیله
14. Baolong crawfish comes from the Doulong Port, Dafeng City.
[ترجمه ترگمان]Baolong crawfish از بندر Doulong، Dafeng سیتی می آید
[ترجمه گوگل]خرچنگ Baolong از بندر Doulong، Dafeng شهر می آید
15. Light Soup with Trout, Catfish, Crawfish, Monkfish and Garlic Bread.
[ترجمه ترگمان]سوپ سبک با ماهی قزل آلا، catfish، crawfish، Monkfish و نان سیر
[ترجمه گوگل]سوپ لوبیا با ماهی قزلآل، سوفله، ماهی قزل آلا، ماهیان زینتی و نان سیر