1. Drop small spoonfuls of croquette mixture into the pan, taking care not to crowd them.
[ترجمه ترگمان]قاشق کوچکی را به داخل ماهی تابه بریزید و مواظب باشید که آن ها را جمع نکنید
[ترجمه گوگل]کپسول های کوچک تر از مخلوط کروکت را به تابه بردارید، مراقب باشید آنها را جمع نکنید
2. The croquettes have a crunchy golden exterior and the tender minced salmon is moist and well seasoned.
[ترجمه ترگمان]The یک ظاهر طلایی ترد دارند و ماهی قزل آلا ترد نرم و خوش مزه است
[ترجمه گوگل]Croquettes دارای یک ظاهر طلایی ترد است و ماهی قزل آلا منجمد مرطوب مرطوب و چاشنی است
3. Between the two, there's a warm goat cheese croquette with beet tartare, oysters Rockefeller, and other seductive offerings.
[ترجمه ترگمان]بین این دو، یک بز goat گرم با چغندر قند، صدف ها راکفلر و دیگر هدایای اغوا کننده دیده می شود
[ترجمه گوگل]بین این دو، یک کروکت پنیر کبابی گرم با چغندر تارتار، صدف های راکفلر و سایر پیشنهادات گمراه کننده وجود دارد
4. Transfer cooked croquettes to a plate and keep them warm while frying the remaining mixture.
[ترجمه ترگمان]انتقال به یک بشقاب croquettes پخت و آن ها را در هنگام سرخ کردن مخلوط باقیمانده گرم نگه دارید
[ترجمه گوگل]کوره های پخته شده را به یک صفحه بمالید و در حالی که سرخ کردن مخلوط باقیمانده را گرم نگه دارید
5. Ca : Potage, crabmeat croquette and rolls. Would you take coffee or tea?
[ترجمه ترگمان] potage \"،\" crabmeat \"،\" croquette \"و\" قهوه یا چای میل دارید؟
[ترجمه گوگل]کلسیم: کلوچه، کروکت کبریت و رول
6. What is a croquette but hash that have come to a head?
[ترجمه ترگمان]چیزی جز hash که به سر ما آمده است چیست؟
[ترجمه گوگل]یک کراکت اما یک هش است که به سر آمده است؟
7. Crabmeat croquette and salad, sir.
[ترجمه ترگمان] Crabmeat \"و سالاد\" Crabmeat \"، قربان\"
[ترجمه گوگل]خرچنگ کبابی و سالاد، آقا
8. Most people can manage to put away only one of the croquettes, which means one tasty salmon burger for dinner.
[ترجمه ترگمان]بیشتر مردم می توانند یکی از the را کنار بگذارند که یعنی یک همبرگر ماهی خوش مزه برای شام
[ترجمه گوگل]اکثر مردم می توانند تنها یکی از croquets را کنار بگذارند، که به معنی یک برگر شیرین خوشمزه برای شام است
9. It precedes a saute of liver and bacon, potato croquettes and fruit salad.
[ترجمه ترگمان]قبل از این که مقداری تخم مرغ و گوشت خوک و سالاد سیب زمینی و سالاد میوه درست کنیم
[ترجمه گوگل]پیش از آن، سیب کبد و گوشت گاو، سیب زمینی و سیب زمینی میوه است
10. Customer:I would like to have a potage and crabmeat croquette and . . . some rolls.
[ترجمه ترگمان]مشتری: من دوست دارم a و crabmeat croquette و را داشته باشم
[ترجمه گوگل]مشتری: من می خواهم یک کوزه و کراکر و کراکر و