کلمه جو
صفحه اصلی

criminality


معنی : جنایتکاری
معانی دیگر : تبهکاری، بزهکاری، مجرمیت، جرم

انگلیسی به فارسی

جنایتکاری


جرم و جنایت، جنایتکاری


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: the condition or fact of being criminal.

- The investigation showed that there was no criminality involved in the accident.
[ترجمه ترگمان] تحقیقات نشان داد که هیچ جنایتکاری در این حادثه دخیل نبوده است
[ترجمه گوگل] تحقیقات نشان داد که هیچ جرم و جنایت در تصادف وجود ندارد

• criminal act; state of being a criminal

مترادف و متضاد

جنایتکاری (اسم)
criminality

جملات نمونه

1. criminality has different degrees
بزهکاری درجات مختلف دارد.

2. it is said that heroin addiction and criminality go hand in hand
می گویند اعتیاد به هرویین و تبهکاری با هم مرادف اند.

3. There is little evidence that juvenile criminality is increasing at a very much greater rate than crime in general.
[ترجمه ترگمان]شواهد کمی وجود دارد مبنی بر اینکه جرائم نوجوانان نسبت به جرم به میزان بسیار بیشتری نسبت به جرم در حال افزایش است
[ترجمه گوگل]شواهد کمی وجود دارد که جنایات نوجوانان به میزان بسیار بیشتری نسبت به جنایات به طور کلی افزایش می یابد

4. They tend to restrict the causes of criminality to hereditary characteristics and overlook the effects of environmental influences and cultural traditions.
[ترجمه ترگمان]آن ها تمایل به محدود کردن علل بزهکاری به ویژگی های موروثی دارند و تاثیرات تاثیرات محیطی و سنت های فرهنگی را نادیده می گیرند
[ترجمه گوگل]آنها تمایل دارند علل جنایات را به ویژگی های ارثی محدود کنند و تاثیرات تاثیرات محیطی و سنت های فرهنگی را نادیده بگیرند

5. Translated to criminality, the double standard prescribed different attitudes toward male and female criminals.
[ترجمه ترگمان]این معیار دوگانه که به جنایتکاری معنی می دهد، نگرش های مختلفی نسبت به جنایتکاران زن و مرد دارد
[ترجمه گوگل]استاندارد دوگانه به جنایت ارجاع داده شده است و رفتارهای متفاوت جنایتکاران زن و مرد را مورد توجه قرار داده است

6. All sociological indicators show that custody increases criminality.
[ترجمه ترگمان]همه شاخص های جامعه شناختی نشان می دهند که بازداشت، جنایتکاری را افزایش می دهد
[ترجمه گوگل]تمام شاخص های جامعه شناختی نشان می دهد که بازداشت به افزایش جرم و جنایت می انجامد

7. He is disposed to criminality, drugs, and violence.
[ترجمه ترگمان]او به جرم، مواد مخدر و خشونت تمایل دارد
[ترجمه گوگل]او به جنایت، مواد مخدر و خشونت رفته است

8. A dominant theme in these portrayals is criminality in East End communities: small-time crooks, petty crime and drinking clubs.
[ترجمه ترگمان]یک موضوع غالب در این رویدادها، جنایتکاری در جوامع End شرقی است: کلاه بردار کوچک، کلاه بردار کوچک، جرایم کوچک و کلوب های می گساری
[ترجمه گوگل]موضوع غالب در این تصاویر، جنایت در جوامع شرقی است: کلاهبرداران کوچک، جنایتکاران و باشگاه های نوشیدن

9. One aspect of this type of criminality, business or corporate crime, will be discussed in some depth in Chapter
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل]یکی از جنبه های این نوع جرم و جنایت، جرایم تجاری یا شرکتی، در برخی از عمق فصل بحث خواهد شد

10. They never had the Colts' reputation for criminality, but were handy with a brick.
[ترجمه ترگمان]آن ها هرگز به عنوان مجرم مجرم شناخته نمی شوند، بلکه با یک آجر کار می کنند
[ترجمه گوگل]آنها هرگز شهرت کولتز را برای جنایات نداشتند، اما با آجر مفید بودند

11. The criminality of the Soviet occupation did not stop there, of course.
[ترجمه ترگمان]جرم اشغال شوروی در آنجا متوقف نشد
[ترجمه گوگل]البته جنایتکاری اشغال شوروی در آنجا متوقف نشد

12. In the high rise of criminality the police of one of the cities gave laborers permission to carry and use weapon as they couldn’t ensure due protection of citizens.
[ترجمه ترگمان]در اوج جنایت، پلیس یکی از شهرها به کارگران اجازه حمل و استفاده از سلاح را داد، چرا که آن ها نمی توانستند از شهروندان محافظت کنند
[ترجمه گوگل]پلیس یکی از شهرستانها در ارتکاب جرم و جنایت به کارگران مجوز حمل و استفاده از سلاح ها را داد زیرا نمی توانستند از حمایت شهروندان اطمینان حاصل کنند

13. The sleaze criminality of many regional politicians made this seem almost sensible - until Mr Putin's appointments began.
[ترجمه ترگمان]جنایتکاری که بسیاری از سیاستمداران منطقه ای این کار را انجام داده است تقریبا معقول به نظر می رسد - تا زمانی که انتصابات آقای پوتین آغاز شود
[ترجمه گوگل]جنایات سیلوی بسیاری از سیاستمداران منطقه ای این را به نظر می رسد تقریبا منطقی - تا زمانی که انتصاب آقای پوتین آغاز شد

14. Analysis of female criminality is designed to better ease the growth of female crime trends.
[ترجمه ترگمان]تحلیل جرم و جنایت زنان برای تسهیل بهتر رشد گرایش ها ماده مخدر طراحی شده است
[ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل جرم و جنایت های زن طراحی شده است تا بهتر رشد جنبش زنان را کاهش دهد

It is said that heroin addiction and criminality go hand in hand.

می‌گویند اعتیاد به هروئین و تبهکاری با هم مرادف‌اند.


Criminality has different degrees.

بزهکاری درجات مختلف دارد.



کلمات دیگر: