کلمه جو
صفحه اصلی

croon


معنی : اواز، زمزمه، زمزمه کردن
معانی دیگر : (با صدای کوتاه) آواز خواندن، (زمزمه وار) سرودن، آواز (آرام و ملایم)، خنیاگری (زمزمه وار)، نوحه سرایی، ناله

انگلیسی به فارسی

ناله، زمزمه، زمزمه کردن، آواز


کرون، زمزمه، اواز، زمزمه کردن


انگلیسی به انگلیسی

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: croons, crooning, crooned
(1) تعریف: to softly sing a lullaby or the like.

(2) تعریف: to sing a romantic song or the like smoothly or sentimentally.
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to sing (a song) softly or sentimentally.
مشابه: sing

(2) تعریف: to soothe by singing or humming softly.
اسم ( noun )
مشتقات: crooner (n.)
• : تعریف: a soft, gentle song or sound.

• sing softly, hum softly
if you croon something, you sing or say it quietly and gently.

مترادف و متضاد

اواز (اسم)
tune, air, song, sing, croon, singsong

زمزمه (اسم)
croon, murmur

زمزمه کردن (فعل)
croon, murmur, hum

جملات نمونه

1. He would much rather have been crooning in a smoky bar.
[ترجمه ترگمان]او ترجیح می داد در بار پر دود، زیر لب زمزمه کند
[ترجمه گوگل]او بیشتر به جای اینکه در یک نوار دودی قرار داشته باشد، بسیار سخت شده است

2. She was crooning to her baby.
[ترجمه ترگمان]او زیر لب به بچه خود زمزمه می کرد
[ترجمه گوگل]او به کودکش احتیاج داشت

3. "Dear boy," she crooned, hugging him heartily.
[ترجمه ترگمان]زیر لب زمزمه کرد: پسر عزیزم
[ترجمه گوگل]"پسر عزیز،" او crooned، با آغوش او را به شدت

4. Later in the evening, Lewis began to croon another Springsteen song.
[ترجمه ترگمان]بعدا در عصر، لوییس شروع به آواز خواندن دیگری کرد
[ترجمه گوگل]بعدا در شب، لوئیس شروع به آواز خواندن Springsteen کرد

5. The man was crooning soft words of encouragement to his wife.
[ترجمه ترگمان]این مرد به خاطر تشویق و تشویق همسرش به زیر لب زمزمه می کرد
[ترجمه گوگل]این مرد کلمات کلیدی تشویق را به همسرش داد

6. The wind was crooning in the trees.
[ترجمه ترگمان]باد در درخت ها زمزمه می کرد
[ترجمه گوگل]باد درختان در حال سقوط بود

7. The mother was crooning a lullaby to her baby.
[ترجمه ترگمان]مادر برایش لالایی می خواند
[ترجمه گوگل]مادر مادرش را به کودکش آورد

8. 'What a beautiful little baby,' she crooned.
[ترجمه ترگمان]زیر لب گفت: چه بچه کوچولوی خوشگلی
[ترجمه گوگل]او کرونا را «کوچک کوچک کوچک!»

9. Bobby Darren was crooning 'Dream Lover'.
[ترجمه ترگمان] بابی درن \"یه معشوق رویایی بود\"
[ترجمه گوگل]بابی دارن عاشق رویا بود

10. A woman gently crooned the tune of a lullaby.
[ترجمه ترگمان]زنی آهسته آهنگ لالایی می خواند
[ترجمه گوگل]یک زن به آرامی لحن لاله را رقم زد

11. And a cassette deck crooning the blues and Bach.
[ترجمه ترگمان]و یک ضبط صوت، بلوز و باخ را زمزمه می کرد
[ترجمه گوگل]و یک عرشه کاستی که از بلوز و باخ برخوردار بود

12. Anyone playing the tape would hear Michael Jackson crooning in the exact digital quality they would hear on a purchased Thriller tape.
[ترجمه ترگمان]هر کسی که این نوار را بازی می کرد می توانست بشنود که مایکل جکسون در همان کیفیت دیجیتالی که آن ها در یک نوار ویدیویی خریده بودند، زیر لب زمزمه می کرد
[ترجمه گوگل]مایکل جکسون هر کسی که نوار را پخش می کند، صدای دیجیتال دقیقی را که در یک نوار تریلر خریداری می کند، می شنود

13. The vocals are strong, clear and smooth, crooning with the memory of what Sinatra was back in his day.
[ترجمه ترگمان]خواننده قوی، واضح و صاف است و با یادآوری آنچه سیناترا در روز خود به آن برمی گشت، سر و کار دارد
[ترجمه گوگل]خواننده قوی، روشن و صاف است، با یادآوری آنچه که سیناترا در روزگار خود بود، به یاد می آورد

A mother crooning to her baby.

مادری که برای کودک خود سرود زمزمه می‌کند.



کلمات دیگر: