کلمه جو
صفحه اصلی

cruet


معنی : تنگ کوچک
معانی دیگر : تنگ کوچک (برای سرکه یا روغن زیتون سر میز شام)، تنگچه

انگلیسی به فارسی

تنگ کوچک


چاقو، تنگ کوچک


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a small glass bottle, usu. having a stopper, made to hold condiments such as vinegar at the table.

• small glass jar
a cruet is a container that holds small pots for salt, pepper, and mustard. it is used at mealtimes.

مترادف و متضاد

تنگ کوچک (اسم)
cruet

جملات نمونه

1. Make a clam shell cruet Emulsion in your chosen colour Apply a layer of undercoat or primer and leave to dry.
[ترجمه ترگمان]یک صدف clam را در رنگ انتخابی خود قرار دهید و یک لایه از undercoat و یا پرایمر را به خود بمالید و بگذارید خشک شود
[ترجمه گوگل]امولسیون را در رنگ انتخاب شده خود بمالید یک لایه زیره یا پرایمر را بمالید و خشک کنید

2. Bowls of fruit, flowers, even the cruet would have to be paid for.
[ترجمه ترگمان]کاسه های میوه و گل و حتی the باید به آن ها پرداخت می شد
[ترجمه گوگل]کاسه ای از میوه ها، گل ها، حتی لباس های پوشیده شده باید پرداخت شود

3. She also had a vinegar cruet that sat high on a shelf that was beautiful, in my eyes; I asked if I could have it someday.
[ترجمه ترگمان]همچنین یک سرکه دان هم داشت که روی قفسه ای که زیبا بود، در چشمان من بود؛ از او پرسیدم که آیا ممکن است روزی آن را داشته باشم
[ترجمه گوگل]او همچنین یک سرکه سرکه ای داشت که در قفسه ای بود که در چشم من زیبا بود من پرسیدم که آیا می توانم روزی آن را داشته باشم

4. My heart is like winning a cruet, sour, sweet, bitter, hot and salty suddenly emerge.
[ترجمه ترگمان]قلب من مثل بردن یک cruet، ترش و شیرین و تلخ است و ناگهان پدیدار می شود
[ترجمه گوگل]قلبم مثل بردن یک چرک، ترش، شیرین، تلخ، گرم و شور ناگهان ظاهر می شود

5. Installed calmly, has been overturning the cruet at heart, sad wanted to look for a tunnel to drill.
[ترجمه ترگمان]installed آرام، همه cruet را در قلب واژگون می کند، دلش می خواهد دنبال یک تونل برای حفاری باشد
[ترجمه گوگل]آرامش نصب شده است، چرخش را در قلب خنثی کرده است، غم انگیز می خواستم به دنبال یک تونل برای تمرین

6. He stayed rigidly still in the high-backed wooden chair and stared at the upset cruet.
[ترجمه ترگمان]او بی حرکت در صندلی چوبی بلندی ایستاد و به the که در آن بود خیره شد
[ترجمه گوگل]او هنوز در صندلی چوبی با پشت صندلی ایستاده بود و به چنگال ناراحت خیره شد

7. At other windows she could see tables with folded paper napkins and nickel plated cruets.
[ترجمه ترگمان]در پنجره های دیگر، میزها را با دستمال سفره تا شده و ظروف نقره plated دیده می شد
[ترجمه گوگل]در پنجره های دیگر او می تواند جداول با دستمال کاغذی تاشو و روکش های نیکل را ببیند


کلمات دیگر: