کلمه جو
صفحه اصلی

criminate


معنی : متهم کردن، متهم بجنایت کردن، مجرم خواندن، جانی قلمداد کردن
معانی دیگر : (حقوق) متهم کردن، در معرض اتهام قرار دادن، جرم کسی را ثابت کردن، محکوم و مردود شناختن، رد کردن

انگلیسی به فارسی

متهم به جنایت کردن، مجرم خواندن، جانی قلمداد کردن


جرم، متهم بجنایت کردن، مجرم خواندن، جانی قلمداد کردن، متهم کردن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: criminates, criminating, criminated
مشتقات: criminatory (adj.), crimination (n.), criminator (n.)
(1) تعریف: to accuse of a crime.
متضاد: exonerate
مشابه: accuse

(2) تعریف: to demonstrate the guilt of; incriminate.
متضاد: exonerate
مشابه: accuse

(3) تعریف: to condemn or censure as criminal.
مشابه: condemn

• charge with a crime, incriminate

مترادف و متضاد

متهم کردن (فعل)
libel, accuse, incriminate, indict, denounce, impute, criminate, impeach, inculpate, delate

متهم به جنایت کردن (فعل)
criminate

مجرم خواندن (فعل)
criminate

جانی قلمداد کردن (فعل)
criminate

جملات نمونه

1. To criminate others and excuse ourselves is always an evidence of ignorance.
[ترجمه ترگمان]برای پنهان کردن دیگران و معذور داشتن خود، همیشه شاهدی بر جهل است
[ترجمه گوگل]برای جلب دیگران و بهانه گیری خود همیشه شواهدی از جهل است

2. To criminate God and to excuse ourselves is always an evidence of ignorance and depravity.
[ترجمه ترگمان]به سلامتی خدا و عفو کردن ما همیشه نشانه ای از جهل و تباهی است
[ترجمه گوگل]برای بدرفتاری با خدا و از دست دادن خود همیشه شواهدی از جهل و گناه است

3. No men can be compelled to criminate himself.
[ترجمه ترگمان]هیچ مردی نمی تواند خود را مجبور کند که خود را فریب دهد
[ترجمه گوگل]هیچ مردی نمی تواند مجبور شود خود را مقصر کند

4. The writer hopes this article is helpful to criminate and mete punishment in legal practice.
[ترجمه ترگمان]نویسنده امیدوار است که این مقاله برای criminate و در نظر گرفتن مجازات در عمل قانونی مفید باشد
[ترجمه گوگل]نویسنده امیدوار است که این مقاله برای تخلف و مجازات در عمل قانونی مفید باشد

5. And it is inadvisable to criminate the abettor separately by the aspect of legislation and judicature.
[ترجمه ترگمان]و عاقلانه نیست که قانون گذاری را به طور جداگانه با جنبه های قانونگذاری و judicature به طور جداگانه مورد بررسی قرار دهد
[ترجمه گوگل]و از نظر جنبه های قانونگذاری و قضائیه، به طور جداگانه جنایتکار را به رسمیت نمی شناسد

6. Especially at the end of the dynasty, the government was not based the law to criminate, the intellectual was easy to be a criminal.
[ترجمه ترگمان]به خصوص در پایان این سلسله، حکومت بر مبنای قانون to نبود، و روشنفکر بودن کار آسانی بود
[ترجمه گوگل]به خصوص در پایان سلسله، حکومت قانونی را به جرم قاچاق نکرد، روشنفکر به راحتی یک جنایتکار بود

7. While many indoor theft, it is very difficult to criminate those of larceny according to the above standard.
[ترجمه ترگمان]با این که بسیاری از این سرقت خانگی، سرقت از سرقت، طبق استاندارد بالا بسیار مشکل است
[ترجمه گوگل]در حالی که بسیاری از سرقت های سرپوشیده، بسیار سخت است که آنها را تحت الشعاع قرار دهید

8. In June 198 and Oct. 198 Su Feng's parents twice went to Heng Qu County to persuade him to criminate himself to the police.
[ترجمه ترگمان]در ژوئن ۱۹۸ و ۱۹۸ s فنگ دو بار به Heng Qu رفتند تا او را متقاعد کنند که خود را به پلیس معرفی کند
[ترجمه گوگل]در ژوئن 198 و اکتبر 198 ساله، والدین سو فنگ دو بار به هانگ کو تبدیل شدند تا او را متقاعد کنند که خود را به پلیس محکوم کند

9. While many indoor theft, it is very difficult to criminate larceny according to the above standard.
[ترجمه ترگمان]سرقت خانگی با توجه به استاندارد بالا بسیار مشکل است
[ترجمه گوگل]در حالی که بسیاری از سرقت سرپناه، بر اساس استانداردهای بالا، تخریب لارس بسیار مشکل است

10. Predatory species such as dogs are not nearly as sensitive—they can dis criminate resolutions of one third of an octave.
[ترجمه ترگمان]گونه های predatory از قبیل سگ ها تقریبا به همان اندازه حساس نیستند - آن ها می توانند تصمیمات خود را از یک سوم یک اکتاو بالا ببرند
[ترجمه گوگل]گونه های شگفت انگیز مانند سگ ها تقریبا به اندازه حساس نیستند؛ آنها می توانند قطعنامه های یک سوم اکتاو را محکوم کنند


کلمات دیگر: