کلمه جو
صفحه اصلی

squab


معنی : نیمکت، جوجه، کوسن، تپلی، چاق و چله
معانی دیگر : بچه کبوتر، کبوتر لانه، جوجه کفتر، (آدم) خپله، کوتاه و چاق، (انگلیس) تشک کلفت (به ویژه برای صندلی یا نیمکت)، (انگلیس) نیمکت، کاناپه، خپله

انگلیسی به فارسی

خپله، چاق وچله، تپلی، کوسن، نیمکت، جوجه


سگ، تپلی، کوسن، نیمکت، جوجه، چاق و چله


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: a young pigeon still in the nest, esp. considered as food.

• young bird that is still in the nest; short plump person; well-padded cushion
newly hatched, young (about birds); plump, short and fat

مترادف و متضاد

نیمکت (اسم)
seat, banquette, bench, couch, pew, sofa, settee, squab

جوجه (اسم)
chick, bird, chicken, brood, squab

کوسن (اسم)
cushion, squab

تپلی (اسم)
squab, rondure

چاق و چله (صفت)
thick, stout, chuffy, plump, lob, squab, buxom, fubsy, portly, roly-poly

جملات نمونه

1. It renders a particularly pleasing quality to quail, squab, and pheasant.
[ترجمه ترگمان]این یک کیفیت عالی برای بلدرچین، کبک، قرقاول و قرقاول می سازد
[ترجمه گوگل]این یک کیفیت ویژه ای را برای بلدرچین، چوپان و فازن ارائه می دهد

2. They are, however, slightly more forgiving than squab and other game birds to overcooking.
[ترجمه ترگمان]با این حال، آن ها کمی بیشتر از squab و دیگر پرندگان بازی to هستند
[ترجمه گوگل]با این وجود، آنها نسبت به ماهی و سایر پرندگان بازی نسبت به پرنده های دیگر شایسته تر می باشند

3. Squab are also larger than wild doves or wood pigeons, therefore cooking times will vary significantly.
[ترجمه ترگمان]squab همچنین بزرگ تر از کبوتران وحشی و یا کبوترهای جنگلی هستند، بنابراین زمان های پخت وپز به طور قابل توجهی متفاوت خواهند بود
[ترجمه گوگل]Squab نیز بزرگتر از کوتوله های وحشی یا کبوتر های چوبی است، بنابراین زمان های پخت و پز به طور قابل توجهی متفاوت خواهد بود

4. To serve, place squab on individual serving plates and serve greens alongside, garnished with radishes.
[ترجمه ترگمان]برای خدمت، squab را بر روی صفحات سرو فردی قرار دهید و به همراه تربچه به سبزی سرو کنید
[ترجمه گوگل]برای خدمت، بر روی ورق های خدمت فردی قرار دهید و در کنار سبزیجات همراه با تربچه تربیت کنید

5. Remove squab from grill, brush thoroughly with sauce, and serve.
[ترجمه ترگمان]squab را از توری، برس به طور کامل با سس بردارید و خدمت کنید
[ترجمه گوگل]اسکاب را از کوره جدا کنید، کاملا با سس بشویید و خدمت کنید

6. Served rare, the meat of squab is a heady delicacy, both earthy and elegant.
[ترجمه ترگمان]بسیار نادر بود، گوشت کبک بسیار لطیف بود، هم زمینی و هم بسیار زیبا
[ترجمه گوگل]خدمت نادرست، گوشت کاسبرگ یک ظرافت ریز است، هر دو خاکی و ظریف است

7. Squab can often be purchased with all but the leg and thigh bones and wing joint removed.
[ترجمه ترگمان]squab اغلب با تمام استخوان های ران و ران و مفصل ران خریداری می شوند
[ترجمه گوگل]Squab اغلب می تواند با همه خریداری شود، اما استخوان پا و ران و مفصل بال جدا شده است

8. Squab, as we know it today, is an invention of the farm-raised game industry.
[ترجمه ترگمان]squab، همانطور که امروزه می دانیم، یک اختراع از صنعت پرورش پرورش مزرعه است
[ترجمه گوگل]Squab، همانطور که امروز می دانیم، یک اختراع صنعت بازی تولید شده توسط مزرعه است

9. Remove squab from marinade, reserving marinade, and pat dry with paper towels.
[ترجمه ترگمان]squab را از marinade بردارید، marinade را رزرو کنید، و با حوله کاغذی خشک کنید
[ترجمه گوگل]جلبک را از ماریناد خارج کنید، ماریناد را رزرو کنید و با حوله های کاغذی خشک کنید

10. Squab was ordered but extra portions of abalone wrapped in Tientsin cabbage appeared.
[ترجمه ترگمان]squab دستور داده شد، اما بخش اضافی صدف abalone که در کلم Tientsin پیچیده شده بود، ظاهر شد
[ترجمه گوگل]اسکاب دستور داده شد، اما بخش های اضافی آب انگل در کلم Tientsin پیچیده شده است

11. The lettuce leaf can be rolled around squab mixture like a taco,-and then eaten out of hand.
[ترجمه ترگمان]برگ کاهو را می توان در اطراف مخلوط squab مثل تاکو و سپس از دست داد
[ترجمه گوگل]برگ کاهو را می توان در مخلوط کبک مانند یک تاکو استفاده کرد و سپس از دست خارج می شود

12. To serve, place squab on one side of the plate.
[ترجمه ترگمان]برای خدمت، کبک رو یه گوشه بشقاب نصب کن
[ترجمه گوگل]برای خدمت، محل را در یک طرف صفحه قرار دهید

13. Squab are done when juices run clear when thigh is pierced with a fork.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که آب میوه با یک چنگال شکافته می شود، هنگامی که آب میوه با یک چنگال شکافته می شود، squab انجام می شوند
[ترجمه گوگل]وقتی که ران با یک چنگال سوراخ می شود، اسکاب انجام می شود

14. Divide squab and black Eyed pea pilaf among individual serving plates.
[ترجمه ترگمان]squab Divide و black black، که در میان صفحات سرو کار فردی است
[ترجمه گوگل]توت فرنگی و نخود سیاه چکان را در میان صفحات خدمت شخصی تقسیم کنید


کلمات دیگر: