کلمه جو
صفحه اصلی

squaw


معنی : زن سرخ پوست امریکایی
معانی دیگر : (زننده) زن سرخپوست، زن سر  پوست امریکایی، مرد زن نما

انگلیسی به فارسی

زن سرخ پوست آمریکایی، مرد زن نما


چرت زدن، زن سرخ پوست امریکایی


انگلیسی به انگلیسی

• female native american; woman, wife (derogatory)
a squaw is a north american indian woman.

مترادف و متضاد

زن سرخ پوست امریکایی (اسم)
squaw

جملات نمونه

1. Spotted Eagle's squaw, Vicky, spends hundreds of hours sewing on 180,000 beads on to each outfit.
[ترجمه ترگمان]زن هندی خالدار، ویکی، صدها ساعت وقت صرف دوختن on مهره ها روی هر یک از وسایل می کند
[ترجمه گوگل]Vicky، Spotted Eagle's Scooby، صرف صدها ساعت در 180،000 مهره در هر لباس انجام می دهد

2. Somehow, this woman - this squaw - seemed immense and, because immense, threatening.
[ترجمه ترگمان]یه جورایی، این زن … این زن … خیلی بزرگ و خطرناک به نظر می رسید، چون خیلی خطرناک و تهدید آمیز بود
[ترجمه گوگل]به هر حال، این زن - این زنبور عسل - به نظر می رسد بسیار زیاد است، و به دلیل بسیار زیاد، تهدید

3. You could also spend an exhausting day at Squaw Valley and never put on a pair of skis.
[ترجمه ترگمان]همچنین می توانید یک روز خسته کننده را در دره Squaw بگذرانید و هرگز یک جفت دستکش بپوشید
[ترجمه گوگل]شما همچنین می توانید یک روز خسته کننده در Squaw Valley صرف و هرگز در یک سوار اسکی

4. The squaw turned head and shoulder and looked at her.
[ترجمه ترگمان]زن سرش را برگرداند و به او نگاه کرد
[ترجمه گوگل]چنگال سر و شانه تبدیل شد و به او نگاه کرد

5. J. T. Holmes of Squaw Valley, California, who has made about a thousand wing-suit jumps, says, "It's as close as human beings can get to flying like a bird. "
[ترجمه ترگمان]جی تی هولمز از دره Squaw، کالیفرنیا که در حدود هزار پرش با کت و شلوار انجام داده است، می گوید: \" تا آنجا که انسان ها می توانند مانند یک پرنده پرواز کنند، نزدیک است \"
[ترجمه گوگل]جی ت هولمز از Squaw Valley، کالیفرنیا، که حدود یک هزار پیپی بر روی بال هواپیما ساخته است، می گوید: 'این همان چیزی است که انسان ها می توانند پرواز کنند مانند یک پرنده '

6. Such a finish occurred at Squaw Valley, when Finland and Norway took Turns to lead in a dramatic race ending in Finland's victory.
[ترجمه ترگمان]چنین پایانی در دره Squaw رخ داد، زمانی که فنلاند و نروژ به سوی یک مسابقه نمایشی چشمگیر در پیروزی فنلاند تبدیل شدند
[ترجمه گوگل]این اتفاق در Squaw Valley اتفاق افتاد، زمانی که فنلاند و نروژ در حال تبدیل شدن به رهبری در یک مسابقه چشمگیر به پایان رسید در پیروزی فنلاند

7. Squaw Valley, when Finland and Norway took Turns to lead in a dramatic race ending in Finland's victory.
[ترجمه ترگمان]اما در دره Squaw، زمانی که فنلاند و نروژ به یک مسابقه چشمگیر پایان دادند که به پیروزی فنلاند پایان داد
[ترجمه گوگل]هنگامی که فنلاند و نروژ در مسابقات دراماتیک به پیروزی فنلاند پیوستند، در نواحی Squaw Valley به سر می برد

8. Nate Holland, of Squaw Valley, Calif., competes on his way to winning the snowboarder X men's final at the Winter X Games at Buttermilk Mountain outside Aspen, Colo., on Saturday, Jan. 30, 20
[ترجمه ترگمان]\"نیت هلند\"، \"Nate Valley\"، از دره Squaw، کالیفرنیا او در راه برنده شدن در مسابقه فینال بازی های المپیک زمستانی در کوهستان Buttermilk در خارج از اسپن، Colo، رقابت می کند شنبه، ۳۰ ژانویه، ۲۰ ژانویه
[ترجمه گوگل]نایت هلند، از Squaw Valley، کالیفرنیا، در نهایت در نهایت موفق به کسب آخرین نهایی مردان مردان اسنوبردر X در بازی X زمستانی در کوه Buttermilk در خارج از Aspen، Colo، در تاریخ شنبه، 30 ژانویه 20

9. But the mention of Oxford in no way deterred the squaw, as intended.
[ترجمه ترگمان]اما اسم آکسفورد به هیچ وجه مانع از دست دادن زن سرخ پوست شده بود
[ترجمه گوگل]اما اشاره ای به آکسفورد به هیچ وجه نمی توانست باعث تضعیف چوبه ای شود

10. I think of a boat and a gentle current, and of my days puttering around Squaw Lake.
[ترجمه ترگمان]به یک کشتی و یک جریان آرام فکر می کنم، و از روزه ای زندگی ام در کنار دریاچه Squaw
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم یک قایق و جریان جسورانه و روزهای من در اطراف دریاچه اسکوا وجود دارد

11. Melanie started wearing her hair in stiff plaits, in the manner of a squaw.
[ترجمه ترگمان]ملانی موهایش را به صورت یک زن بلند کرده بود و موهایش را چین انداخته بود
[ترجمه گوگل]Melanie شروع به پوشیدن موهای خود را در موی سفت و سخت، به شیوه ای شبیه

12. Soon after, movie director Cecil B. Demille made the first feature-length film, the Squaw Man.
[ترجمه ترگمان]کمی بعد، کارگردان سینما Cecil B Demille اولین فیلم بلند را به نام مرد Squaw ساخت
[ترجمه گوگل]به زودی پس از آن، کارگردان فیلم Cecil B Demille اولین فیلم بلند، مرد Squawman را ساخت

13. The first feature film made in Hollywood history, in 19 was called "The Squaw Man", directed by Cecil B. DeMille.
[ترجمه ترگمان]اولین فیلم ساخته شده در تاریخ هالیوود، در سال ۱۹ به نام \"مرد Squaw\" به کارگردانی Cecil بی DeMille
[ترجمه گوگل]اولین فیلم تولید شده در تاریخ هالیوود، در سال 19 'The Squaw Man' به کارگردانی سیسیل B DeMille نامگذاری شد

14. My mother said, 'Son, you ought to have a squaw dance, kill that spirit that' s still around you.
[ترجمه ترگمان]مادرم گفت: پسرم، تو باید برقصی، اون روح رو که هنوز دور تو هست رو بکش
[ترجمه گوگل]مادرم گفت: 'پسر، شما باید یک رقص کوچک داشته باشید، آن روح را که هنوز در اطراف شماست، بکشید


کلمات دیگر: