کلمه جو
صفحه اصلی

crayfish


معنی : خرچنگ، خرچنگ خاردار، خرچنگ اب شیرین
معانی دیگر : (جانورشناسی)، چنگاره (انواع جانوران ریز و ده پا که معمولا آب شیرین زی بوده و شبیه لابستر کوچک می باشند)، خرچنگ ب شیرین ,خرچنگ خاردار

انگلیسی به فارسی

خرچنگ ب شیرین ،خرچنگ خاردار


سرخدار، خرچنگ، خرچنگ خاردار، خرچنگ اب شیرین


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: crawfish, crawfishes, crayfish, crayfishes
(1) تعریف: any of several small freshwater crustaceans related to and resembling the lobster.

(2) تعریف: a spiny lobster, or similar marine crustacean.

• freshwater crustacean which resembles a small lobster
a crayfish is a small shellfish with five pairs of legs which lives in rivers and ponds.

مترادف و متضاد

خرچنگ (اسم)
cancer, crab, crayfish

خرچنگ خاردار (اسم)
crayfish, crawfish, sea crayfish

خرچنگ اب شیرین (اسم)
crayfish, crawfish

جملات نمونه

1. We don't have oysters tonight, but the crayfish are very good.
[ترجمه ترگمان]امشب صدف نداریم، اما خرچنگ خیلی خوب است
[ترجمه گوگل]امشب صدفها نداریم، اما سرخدار بسیار خوب هستند

2. For instance, it softens the shells of crayfish, and exposes them to disease.
[ترجمه ترگمان]برای مثال پوست the را نرم می کند و آن ها را در معرض بیماری قرار می دهد
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، پوسته های خرچنگ را نرم می کند و آنها را به بیماری می کشد

3. Many invertebrates, such as crayfish, can not survive without a certain level of calcium, and are completely absent.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از بی مهرگان مثل as نمی توانند بدون سطح معینی از کلسیم دوام بیاورند و کاملا غایب هستند
[ترجمه گوگل]بسیاری از بی مهرگان، مانند سرخدار، بدون سطح معینی از کلسیم زنده ماندند و کاملا از بین نمی روند

4. But the crayfish tail circuit, more redundant than it perhaps needed to be, was error free.
[ترجمه ترگمان]اما جریان tail که بیش از آنچه لازم بود redundant بود عاری از خطا بود
[ترجمه گوگل]اما مدار دم سرخدار، بیشتر از آنچه ممکن است لازم باشد، بدون خطا بود

5. There are the crayfish and the creamy quenelles and the charcuterie which still belong a little to Lyon.
[ترجمه ترگمان]crayfish و the کرم و the هستند که هنوز به لیون تعلق دارند
[ترجمه گوگل]خرچنگ ها و کویول های خامه ای و کباب ها وجود دارد که هنوز هم به لیون متعلق است

6. They are like crayfish, unable to walk in a straight line.
[ترجمه ترگمان]آن ها مانند crayfish هستند که قادر به راه رفتن در خط مستقیم نیستند
[ترجمه گوگل]آنها مانند سرطان هستند، قادر به راه رفتن در یک خط مستقیم نیستند

7. Crayfish belong to a group of animals called Crustaceans and are part of the phylum Arthropoda.
[ترجمه ترگمان]Crayfish به گروهی از حیوانات به نام crustaceans تعلق دارند و بخشی از the Arthropoda هستند
[ترجمه گوگل]سرخ به یک گروه از حیوانات به نام 'خشخاش' تعلق دارد و بخشی از گیاه پرتقال است

8. Crayfish looks like langostines but is not as tasty.
[ترجمه ترگمان]Crayfish مثل langostines به نظر می رسد اما خیلی خوش مزه نیست
[ترجمه گوگل]سرخدار به نظر می رسد langostines اما خوشمزه نیست

9. BOY: How come so many crayfish live under the rocks and stuff?
[ترجمه ترگمان]چرا خرچنگ زیاد در زیر سنگ ها و این جور چیزها زندگی می کنند؟
[ترجمه گوگل]پسر چگونه بسیاری از سرخ شده در زیر سنگ و چیزهای زندگی می کنند؟

10. A huge variety of fish, including cod, crayfish, bream, halibut, mussels, salmon, sea bass and sturgeon, are all farmed, providing jobs and food for people all over the world.
[ترجمه ترگمان]انواع زیادی از ماهی ها از جمله ماهی قزل آلا، ماهی قزل آلا، ماهی قزل آلا، ماهی قزل آلا، ماهی قزل آلا، ماهی قزل آلا و ماهی خاویار همگی در سراسر دنیا پرورش داده می شوند و برای مردم غذا و غذا فراهم می کنند
[ترجمه گوگل]انواع مختلفی از ماهی ها، از جمله کدو، سرخدار، چمچه، هویج، گوزن، ماهی قزل آلا، دریاچه و ماهیان خاویاری، همه کار می کنند و کار و غذا را برای مردم سراسر جهان فراهم می کنند

11. A crayfish might look like lobster, but it isn't as delicious.
[ترجمه ترگمان]شاید خرچنگ شبیه خرچنگ باشد، اما خوش مزه نیست
[ترجمه گوگل]سرخدار ممکن است مانند خرچنگ شبیه باشد اما خوشمزه نیست

12. This is where the infected crayfish will get "stuck" in a moult.
[ترجمه ترگمان]این جایی است که در آن the آلوده \"گیر\" می افتند
[ترجمه گوگل]این جایی است که سرخ شده های آلوده در گرده افشانی گیر می آیند

13. The red swamp crayfish carries the virus of a deadly fungal disease.
[ترجمه ترگمان]خرچنگ دریایی سرخ در حال حمل ویروس یک بیماری قارچی مرگبار است
[ترجمه گوگل]دزدی دریایی قرمز ویروس بیماری قارچی مرگبار را حمل می کند

14. We do not have oysters tonight, but the crayfish are very good.
[ترجمه ترگمان]امشب صدف نداریم اما خرچنگ خیلی خوب است
[ترجمه گوگل]امشب صدفها نداریم، اما سرخدار بسیار خوب هستند


کلمات دیگر: