1. cruelty had pinched his face
سنگدلی چهره ی او را تکیده کرده بود.
2. cruelty to animals
ظلم به حیوانات
3. heir cruelty to animals filled me with nausea
ظلم آنها به حیوانات مرا منزجر کرد.
4. his cruelty belied his kind words
سنگدلی او دروغ بودن کلمات محبت آمیز او را نشان داد.
5. their cruelty excited our disgust
سنگدلی آنان انزجار ما را برانگیخت.
6. their cruelty to animals was horrifying
ستم آنها نسبت به حیوانات تکان دهنده بود.
7. wanton cruelty
ظلم بی دلیل
8. . . . would be cruelty to the sheep
. . . ستمکاری بود بر گوسفندان
9. an act of cruelty
عمل ستمگرانه
10. to remonstrate against cruelty to animals
علیه ظلم به حیوانات اعتراض کردن
11. his artificiality and his cruelty
ریاکاری و سنگدلی او
12. severe to the point of cruelty
سختگیر تا حد ظلم
13. the commander was infamous for his cruelty
ظلم فرمانده او را بدنام کرده بود.
14. will you sign our petition against cruelty to animals?
آیا عرضحال ما را بر علیه ظلم به حیوانات امضا خواهی کرد؟
15. His name has becomea byword for cruelty.
[ترجمه ترگمان]نام او به خاطر ظلم و بی رحمی گم شده است
[ترجمه گوگل]نام او به خاطر ظلم و ستم تبدیل شده است
16. Cases of child cruelty occur more often than they are observed.
[ترجمه ترگمان]مواردی از آزار و اذیت کودکان بیشتر از آن چیزی است که دیده می شوند
[ترجمه گوگل]موارد بدرفتاری کودکان اغلب از آنها مشاهده می شود
17. There is a streak of cruelty in his character.
[ترجمه ترگمان]در شخصیت او یک رگه بی رحمی وجود دارد
[ترجمه گوگل]در شخصیت او یک ظلم ظالمانه وجود دارد
18. The cruelty in the world saddens me incredibly.
[ترجمه ترگمان]بی رحمی در جهان مرا به شدت ناراحت می کند
[ترجمه گوگل]ظلم و ستم در جهان من فوق العاده غم انگیز است
19. I can not conceive of such cruelty as to take a child away from its mother.
[ترجمه ترگمان]من نمی توانم چنین سنگدلی را تصور کنم که یک بچه را از مادرش دور کنم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم چنین بی رحمی را در نظر بگیرم تا کودک را از مادرش دور کنم
20. Nothing could mitigate the cruelty with which she had treated him.
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز نمی توانست این بی رحمی را که با آن رفتار کرده بود تخفیف دهد
[ترجمه گوگل]هیچ چیز نمی تواند از ظلم و ستمی که او با او برخوردار بود را کاهش دهد
21. Her cruelty kindled hatred in my heart.
[ترجمه ترگمان]قساوت قلب او در قلب من شعله ور شد
[ترجمه گوگل]ظلم و ستم او در قلب من نفرت داشت
22. We all condemn cruelty to children.
[ترجمه ترگمان]همه ما ظلم و ستم به کودکان را محکوم می کنیم
[ترجمه گوگل]همه ما به ظلم و ستم به کودکان محکوم می کنیم