1. On one wall, a walnut credenza held a stereo tape player.
[ترجمه ترگمان]در یک دیوار یک credenza از چوب گردو یک دستگاه ضبط صوت در دست داشت
[ترجمه گوگل]بر روی یک دیوار، یک اعتبار سنجی گردو برگزار کننده استریو نوار است
2. the credenza was left behind by the girl who lived in the apartment before us — and it’s lined with old family photos and various goodies that we’ve collected along the way.
[ترجمه ترگمان]دختری که قبل از ما در آپارتمان زندگی می کرد، پشت سر ما باقی مانده بود - و با عکس های خانوادگی قدیمی و چیزهای مختلفی که در طول راه جمع آوری کرده ایم، پوشیده شده بود
[ترجمه گوگل]اعتبار نامه توسط دخترانی که قبل از ما در آپارتمان زندگی کرده بودند کنار گذاشته شد - و با عکس خانوادگی خانوادگی و چیزهای مختلفی که ما در طول مسیر جمع آوری کرده بودیم، قرار گرفته است
3. A steel wire screen above the office's credenza.
[ترجمه ترگمان]یک صفحه سیمی فولادی بر فراز the دفتر
[ترجمه گوگل]صفحه نمایش سیم فولادی بالای دفتر اعتباری
4. Office Credenza filled with antique books imported from Europe .
[ترجمه ترگمان]دفتر credenza با کتاب های باستانی وارد شده از اروپا پر شده است
[ترجمه گوگل]دفتر Credenza پر از کتاب های عتیقه وارد شده از اروپا است
5. the danish mid-century credenza was found on craigslist.
[ترجمه ترگمان]the در اواسط قرن danish در craigslist یافت شد
[ترجمه گوگل]اعتبار در اواسط قرن دانیل در Craigslist یافت شد
6. Credenza with 2 cabinets. Door clearance can be shown or hidden.
[ترجمه ترگمان] credenza با ۲ تا کمد دسترسی به در می تونه نشون داده بشه یا پنهان بشه
[ترجمه گوگل]Credenza با 2 کابینت ترخیص درب می تواند نشان داده شود یا پنهان شود
7. A collection of glass vases in varying shapes and sizes adds interest to a white credenza while keeping things light and airy.
[ترجمه ترگمان]مجموعه ای از گلدان های شیشه ای در اشکال و اندازه های مختلف به یک پارچه سفید رنگ توجه می کنند در حالی که اشیا را روشن و سبک نگه می دارد
[ترجمه گوگل]مجموعه ای از گلدان های شیشه ای در اشکال و اندازه های مختلف، موجب علاقه به یک اعتبار سفید می شود، در حالی که همه چیز را نور و هوا می کند
8. Inside were a comfy couch and easy chairs, a tall fabric houseplant in a corner, and a large high-definition television set atop a credenza.
[ترجمه ترگمان]در داخل آن مبل راحتی و صندلی های راحتی وجود داشت که در گوشه آن پارچه ای بلندی قرار داشت و یک صفحه تلویزیون با کیفیت بالا در بالای یک credenza قرار داشت
[ترجمه گوگل]در داخل یک نیمکت راحت و صندلی آسان، یک اتاق نشیمن در گوشه ای بلند و یک تلویزیون با کیفیت بالا با کیفیت بالا بود
9. His gastric arias mostly stood in for conversation, but some evenings he managed a few words, such as the night he spotted Mandy’s library book on the credenza.
[ترجمه ترگمان]arias (arias)بیشتر برای گفتگو ایستاده بود، اما بعضی از شب ها او چند کلمه حرف می زد، مثل شبی که کتاب کتابخانه مندی را روی قفسه کتابی دیده بود
[ترجمه گوگل]آریهای معده او عمدتا برای مکالمه ایستاده بود، اما در بعضی از اوقات او چند کلمه را مدیریت کرد، مانند شب او کتاب کتاب مندی را در مورد اعتبار مشاهده کرد