کلمه جو
صفحه اصلی

square deal


معامله ی منصفانه، رفتار مروت آمیز، تقلب نکردن، باشرف بودن رک وراست

انگلیسی به فارسی

تقلب نکردن، باشرف بودن رک وراست


معامله مربع، باشرف بودن رک و راست


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) a fair, honest arrangement or deal, esp. a commercial transaction.

• fair deal; fair treatment
if you are given a square deal, you are treated fairly and honestly.

جملات نمونه

1. I'm not getting a square deal here.
[ترجمه ترگمان]من اینجا معامله نمی کنم
[ترجمه گوگل]من یک معامله مربعی در اینجا دریافت نمی کنم

2. I reckon we got a square deal on that car.
[ترجمه ترگمان]فکر کنم یه معامله مربعی روی اون ماشین داشته باشیم
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم ما یک معامله مربع در آن ماشین

3. The union tries to get a square deal for all its members.
[ترجمه ترگمان]این اتحادیه سعی دارد برای تمام اعضای خود یک توافق مربعی ایجاد کند
[ترجمه گوگل]این اتحادیه تلاش می کند معامله مربعی را برای تمام اعضای آن انجام دهد

4. It was a square deal for everyone.
[ترجمه ترگمان] این یه معامله مربعی برای همه بود
[ترجمه گوگل]این یک معامله مربع برای همه بود

5. He likes the other fellow to have a square deal.
[ترجمه ترگمان]اون از اون یکی دوست داره که معامله کنه
[ترجمه گوگل]او دوست دیگر را برای معامله مربع دوست دارد

6. We believe that that is a square deal for the housing movement.
[ترجمه ترگمان]ما معتقدیم که این یک معامله مربع برای جنبش مسکن است
[ترجمه گوگل]ما معتقدیم این یک معامله مربع برای جنبش مسکن است

7. That car dealer always gives you a square deal.
[ترجمه ترگمان]این دلال خودرو همیشه به شما یک معامله مربع می دهد
[ترجمه گوگل]این فروشنده خودرو همیشه به شما یک معامله مربع می دهد

8. The boy got a square deal, he received a good education like everyone else.
[ترجمه ترگمان]پسر یک معامله مربع شکل به دست آورد، مثل هر کس دیگری آموزش خوبی دریافت کرد
[ترجمه گوگل]پسر یک معامله مربعی گرفت، او آموزش عالی خوبی را مانند دیگران دریافت کرد

9. I don't think I'm getting a square deal at that garage.
[ترجمه ترگمان]فکر نکنم بتونم یه معامله مربعی تو اون گاراژ داشته باشم
[ترجمه گوگل]من فکر نمی کنم من یک معامله مربعی در آن گاراژ بگیرم

10. In my opinion, this is certainly not a square deal.
[ترجمه ترگمان]به نظر من، این واقعا یه معامله منصفانه نیست
[ترجمه گوگل]به نظر من این قطعا یک معامله مربعی نیست

11. The workers were offered a square deal of a 35 - hour week and guaranteed overtime.
[ترجمه ترگمان]کارگران یک معامله مربع از یک هفته ۳۵ ساعته و اضافه کاری را پیشنهاد کردند
[ترجمه گوگل]کارگران یک معامله مربع یک هفته 35 ساعته و اضافه کاری را تضمین کردند

12. They gave us a square deal.
[ترجمه ترگمان] اونا یه معامله کامل بهمون دادن
[ترجمه گوگل]آنها به ما یک معامله مربع دادند

13. I thought we made a square deal. It is a good business decision.
[ترجمه ترگمان] فکر کردم یه معامله مربع ساختیم این یه تصمیم تجاری خوبه
[ترجمه گوگل]من فکر کردم که یک معامله مربعی انجام دادیم این یک تصمیم کسب و کار خوب است

14. It's a square deal.
[ترجمه ترگمان]معامله مربعی است
[ترجمه گوگل]این یک معامله مربع است

پیشنهاد کاربران

The union tries to get a square deal for all its members


کلمات دیگر: