1. Sociologists have challenged the findings of criminologists on the behaviour of prisoners.
[ترجمه ترگمان]جامعه شناسان یافته های of را بر رفتار زندانیان به چالش کشیده اند
[ترجمه گوگل]جامعه شناسان یافته های جرم شناسان را در مورد رفتار زندانیان چالش می کشند
2. Criminologist Dr Ann Jones has linked the crime to social circumstances.
[ترجمه ترگمان]دکتر ان جونز، جنایت را به شرایط اجتماعی مرتبط می داند
[ترجمه گوگل]جرم شناسی دکتر آن جونز این جرم را به شرایط اجتماعی مرتبط کرده است
3. Criminologists have long argued that one of the chief causes of crime is fear of crime.
[ترجمه ترگمان]criminologists مدت ها استدلال کرده اند که یکی از دلایل اصلی جنایت، ترس از جنایت است
[ترجمه گوگل]جرم شناسان مدت ها استدلال کرده اند که یکی از علل اصلی جرم، ترس از جرم است
4. Criminologists, too, have largely neglected the prisons.
[ترجمه ترگمان]criminologists نیز تا حد زیادی از زندان ها غفلت کرده اند
[ترجمه گوگل]جرم شناسان نیز عمدتا زندان ها را نادیده گرفته اند
5. Home Office criminologists stress that the rise in violent crime is largely made up of an explosion in acquaintance violence.
[ترجمه ترگمان]دفتر مرکزی استرس criminologists تاکید کرد که افزایش جرائم خشونت آمیز تا حد زیادی از انفجاری در خشونت دوستی ایجاد شده است
[ترجمه گوگل]جرم شناسان خانه اداری تأکید می کنند که افزایش جرم خشونت عمدتا از انفجار در خشونت آشنایی است
6. Alex Stevens, a criminologist at the University of Kent, points out that the capital generally leads drug trends.
[ترجمه ترگمان]الکس استیونز، criminologist در دانشگاه کنت، خاطرنشان می کند که پایتخت به طور کلی گرایش های مربوط به مواد مخدر را هدایت می کند
[ترجمه گوگل]الکس استیونز، یک جرم شناس در دانشگاه کنت، اشاره می کند که سرمایه به طور کلی منجر به روند تولید مواد مخدر می شود
7. Cesare Lombroso (1835–190 was an Italian anthropologist, criminologist and jurist.
[ترجمه ترگمان]سزار Lombroso (۱۸۳۵ - ۱۹۰)، یک انسان شناس ایتالیایی، criminologist و حقوقدان بود
[ترجمه گوگل]سزار لومبروسو (1835-1905) یک انسان شناس ایتالیایی، جرم شناس و حقوقدان بود
8. French anthropologist and criminologist who devised the Bertillon system ( 1880 ).
[ترجمه ترگمان]انسان شناس فرانسوی و criminologist که سیستم Bertillon را ابداع کرد (۱۸۸۰)
[ترجمه گوگل]انسان شناس و فرانسوی فرانسوی که سیستم Bertillon را طراحی کرده بود (1880)
9. The influential criminologist cited trials in Indianapolis and Kansas City that suggested that violent crime can be cut drastically through campaigns to locate and confiscate illegal guns.
[ترجمه ترگمان]The بانفوذ در ایندیاناپولیس و کانزاس سیتی اعلام کردند که جرائم خشونت آمیز را می توان از طریق کمپین هایی برای تعیین محل و توقیف سلاح های غیر قانونی، به شدت کاهش داد
[ترجمه گوگل]جرم شناسان تاثیر گذار در ایندیاناپولیس و کانزاس سیتی دادخواست هایی را مطرح کردند که نشان می دهد که جرایم خشونت آمیز می تواند به شدت توسط کمپین های مربوط به اسلحه های غیرقانونی تعیین شده و مصادره شود
10. Northeastern University criminologist Fox that the aging population and continued high rates of incarceration can be made to reduce the U. S. crime rate.
[ترجمه ترگمان]دانشگاه شمال شرقی criminologist فاکس اعلام کرد که جمعیت سالخورده و نرخ بالای حبس را می توان برای کاهش U انجام داد اس نرخ جنایت
[ترجمه گوگل]جرم شناس دانشگاه دانشگاه شمال شرقی دانشگاه فاکس می گوید که جمعیت سالمندان و میزان بالای زندان همچنان می تواند به کاهش میزان جرم و جنایت U S
11. Criminologist Greg Newbold says that crime rates spiral up and down in unexplained cycles and there are no easy solutions to reducing crime.
[ترجمه ترگمان]Criminologist گرگ Newbold می گوید که میزان جرائم در چرخه های ابهام بالا و پایین می رود و هیچ راه حلی برای کاهش جرم وجود ندارد
[ترجمه گوگل]گرگ نیوبولد، جرم شناسان می گوید که میزان جرم و جنایت در چرخه های ناشناخته افزایش یافته است و راه حل آسان برای کاهش جرم وجود ندارد
12. Stated in the words of a famous criminologist, "When men first come into contact with crime, they abhor it. "
[ترجمه ترگمان]به گفته یکی از criminologist مشهور، \" وقتی مردان برای اولین بار با جرم ارتباط برقرار می کنند، از آن نفرت دارند \"
[ترجمه گوگل]به گفته یک معدن جاسوسی معروف، "هنگامی که مردان در ابتدا با جرم و جنایت ارتباط برقرار می کنند، از آن می ترسند"
13. However, criminologist Newbold argues that zero-tolerance policing is a dangerous fad that risks creating an arrogant police force because it gives police extraordinary powers.
[ترجمه ترگمان]با این حال، criminologist Newbold استدلال می کند که سیاست گذاری zero - zero، یک مد خطرناک است که باعث ایجاد یک نیروی پلیس مغرور می شود، چرا که به پلیس قدرت فوق العاده ای می دهد
[ترجمه گوگل]با این حال، جنبش جدید نیوبلد استدلال می کند که نظارت بر صفر تحریم یک تهدید خطرناک است که باعث ایجاد یک نیروی پلیس متکبر می شود، زیرا به قدرت های فوق العاده پلیس می دهد
14. In 198 with the inter- national criminologist Pat Carlen, she founded Women in Prison (WIP).
[ترجمه ترگمان]در سال ۱۹۸ با the inter Pat، او زنان را در زندان تاسیس کرد (WIP)
[ترجمه گوگل]او در سال 198 با پت کارلن جرم شناسان بین المللی، زنان زندانی را تاسیس کرد (WIP)